گلچینی ازعملیات های مهم ایران در ماه های مهر 8 سال دفاع مقدس

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

گلچینی از عملیات های صورت گرفته در ماه های مهر هشت سال دفاع مقدس 1)عملیات پل نادری: 23/7/1359 2)عملیات ثامن لائمه:5/7/1360 3)عملیات مسلم بن عقیل:13/7/1361 4)عملیات والفجر4 :27/7/1362 تا 30/8/1362 5)عملیات عاشورا:26/7/1363 تا 30/7/1363 6)عملیات فتح 1:19/7/1365 تا 20/7/1365

گلچینی ازعملیات های مهم ایران در ماه­های مهر 8 سال دفاع مقدس

 

1)23/7/1359 ؛ عملیات پل نادری:

در نخستین روزهای هجوم سراسری ارتش عراق به خطوط مرزی ایران ، عملیات پل نادری صورت گرفت . طی این حمله محدود که در روز 23 مهرماه سال 59 به منظور رویارویی و عقب راندن دشمن تا پشت خط مرزی آغاز شد ، سه تیپ پیاده و یک گروهان زرهی از ارتش از غرب شهرهای دزفول و اندیمشک ، در محور جنوبی جنگ وارد عمل شدند ولی علیرغم پیش بینی فرماندهان نیروی زمینی ارتش ، این یورش پیروزی قابل توجهی به بارنیاورد                                             
در عملیات پل نادری پیش بینی شده بود با بیرون راندن دشمن از غرب رودخانه کرخه ، حفاظت از مرز بین المللی تامین گردد . همچنین در نظر بود با پیشروی به سوی منطقه حلفاییه و چزابه عقبه نیروهای عراقی در این مناطق و شهرهای بستان و سوسنگرد بسته شود که در نتیجه این محاصره احتمالی ، مناطق مذکور نیز از اشغال دشمن خارج شود . اما ضعف در برآورد و طراحی عملیات سبب ناکامی نیروهای خودی شد

 

2) 5/7/1360 ؛ عملیات ثامن الائمه:

عملیات ثامن‌الائمه(ع) در بین عملیات‌های نظامی که در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صورت گرفت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این عملیات علاوه بر اینکه باعث شکست محاصره آبادان شد، چشم‌انداز جدیدی درباره نوع عملیات‌های نظامی برای مقابله با ارتش عراق، پیش چشم فرماندهان نظامی کشورمان قرار داد. همچنین این عملیات، تجربه موفقی از همکاری ارتش و سپاه برای اجرای عملیات‌های مشترک بود. در این مقاله تلاش شده مراحل مختلف عملیات ثامن‌الائمه (ع) با استفاده از منابع و اسناد معتبر، با رویکرد تحلیلی مورد بررسی قرار بگیرد. نویسنده با توصیف و تحلیل وقایع روزهای اجرای عملیات ثامن‌الائمه (ع)، کوشیده است به صورت جامع، استراتژی نیروهای نظامی کشورمان و ارتش عراق را در جریان این عملیات مورد بررسی قرار دهد.

‌ یکی از اهداف سرزمینی رژیم بعثی عراق در حمله نظامی به خاک ایران تسلط بر دو کرانه اروندرود بود. تحقق این هدف بدون تصرف جزیره آبادان ممکن نبود. در صورتی که عراق موفق به تصرف جزیره آبادان می‌شد، بندر، مجتمع پتروشیمی و پالایشگاه آبادان، به عنوان یکی از مراکز بزرگ صنعت نفت جهان و مهم‌ترین تأسیسات پالایشگاهی ایران، را در اختیار می‌گرفت. همچنین حضور در دو سوی اروندرود که ادعای ارضی رژیم بعث و یکی از بهانه‌های صدام برای حمله به ایران بود، محقق می‌شد (حبیبی، 1376: 24-22). بنابراین تصرف جزیره آبادان هدف راهبردی برای عراق محسوب می‌شد. متقابلاً برای ایران نیز جلوگیری از سقوط آبادان یک هدف بسیار مهم به شمار می‌آمد که بدون تحقق آن در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌گرفت. این مقاله در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که هر یک از این دو کشور برای تأمین این هدف چه راهبردی را در پیش گرفتند و چه اقداماتی را انجام دادند؟

 

 

عملیات ثامن‌الائمه (ع): دلایل، موانع و طرح‌ها

تأکید امام خمینی(ره) در تاریخ 14/8/59 ، باعث شد طراحی و برنامه‌ریزی برای اجرای عملیاتی در جهت تحقق این فرمان و عقب راندن ارتش عراق از زمین‌های شرق رودخانه کارون به صورت ویژه مورد توجه قرار بگیرد (صفوی و اردستانی، 1388: 288).

عامل دیگری که فرماندهان را به اجرای عملیات در این منطقه ترغیب می‌کرد رعایت تناسب میان توان رزمی موجود و هدف انتخاب شده بود. وسعت زمین‌های اشغالی توسط دشمن در این منطقه با توجه به عارضه طبیعی (رودخانه کارون) در پشت سردشمن، نسبت به سایر مناطق در تصرف ارتش عراق کمتر بود. همچنین حضور ناقص ارتش عراق در شرق کارون و اتکا به دو پل موجود بر روی رودخانه کارون عمدتاً ناشی از باورهای ذهنی غلط ارتش عراق نسبت به توانایی نیروهای ایرانی از یک سو و رجحان اهداف سیاسی (محاصره شهر آبادان) بر اهداف نظامی بود. (بنی لوحی و پیرمرادی، 1379: 159) این مسأله فرماندهان را برای جمع‌آوری تمام توان و اجرای عملیات در این منطقه با هدف شکستن محاصره آبادان متقاعد کرد.

برای تحقق فرمان امام خمینی(ره) می‌بایست ارتش عراق از زمین‌های این منطقه، که بالغ بر 130 کیلومتر مربع بود، تا غرب رودخانه کارون عقب رانده می‌شد. حضور بنی‌صدر و کارشکنی‌های او در جایگاه فرماندهی کل قوا باعث کندی کار و مانع تحقق چنین طرح مهمی بود. با وجود این، فرماندهان سپاه پاسداران با توجه به سفارش همیشگی امام خمینی(ره) مبنی بر ضرورت پرداختن به جبهه‌ها و معطوف کردن توجه اصلی به جنگ، به طرح‌ریزی عملیات در شرق کارون و منطقه آبادان پرداختند. (صفوی و اردستانی، 1388: 288-289) مهم‌ترین تلاش‌هایی که سپاه پاسداران برای طراحی عملیات شکستن محاصره آبادان انجام داد آماده‌سازی طرح مارد در اواخر سال 1359 و طرح عملیاتی حمزه سید الشهداء (ع) در بهار 1360 بود. طرح اول با توجه به برآوردهای موجود و منوط شدن موفقیت عملیات به بسته شدن پل مارد و همچنین ضعیف بودن احتمال موفقیت آن در اجرا و دیگر نارسایی‌ها دررد شد. اما طرح دوم به صورت مقدماتی توسط واحد عملیات سپاه آبادان تهیه و در جلسات ستاد عملیات جنوب (در پادگان گلف اهواز) با حضور مسئولین سپاه از جمله آقایان محسن رضایی، رحیم صفوی، غلامعلی رشید، حسن باقری، علی شمخانی و همچنین علی صیاد شیرازی تکمیل شده و برای تصویب در شورای عالی به تهران ارسال شد. (صفوی و اردستانی، 1388: 290) سرانجام در جلسه‌ای در پایگاه هوایی دزفول (حاضرین در جلسه شامل افراد زیر بودند: رئیس جمهور (ابوالحسن بنی‌صدر)، نخست‌وزیر (محمدعلی رجایی)، رئیس مجلس شورای اسلامی (حجت الاسلام علی اکبر هاشمی رفسنجانی)، نمایندگان امام در این شورا (آیت الله سید علی خامنه‌ای، حجت الاسلام محمد منتظری و علی اکبر پرورش)، جانشین ستاد مشترک ارتش (سرتیپ فلاحی)، فرمانده نیروی زمینی ارتش (سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد) (صفوی و اردستانی، 1388: 292). با حضور اعضای شورای عالی دفاع، رحیم صفوی، نماینده سپاه پاسداران و فرمانده ستاد عملیات جنوب (سپاه)، طرح عملیاتی حمزه را ارایه کرد که علیرغم مخالفت بنی‌صدر با این طرح و با توجه به تأکید امام(ره) مبنی بر شکسته شدن محاصره آبادان و نظر موافق نمایندگان امام، طرح سپاه تصویب شد. در ضمن با نظر تیمسار ظهیرنژاد مقرر شد این طرح با ارتش و لشکر 77 خراسان که جدیداً در منطقه آبادن مستقر شده بود هماهنگ شود (صفوی و اردستانی، 1388: 291-292). وظیفه توجیه این لشکرها به حسن باقری واگذار شد. برای این منظور، وی جلساتی را در قرارگاه لشکر 77 خراسان در ماهشهر تشکیل داد و مسئولین این لشکر را نسبت به طرح و منطقه عملیات به طور کامل توجیه کرد اما با توجه به تشدید بحرا‌ن‌های داخلی، اجرای این طرح برای مدت کوتاهی مسکوت ماند. (بنی لوحی و پیرمرادی، 1379: 173).

در پی حذف بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، طرح عملیاتی حمزه سیدالشهداء (ع) مجدداً مطرح شد. پس از چند جلسه مشورتی با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، نهایتاً در نهم تیرماه 1360 پس از بحث و بررسی و تعهد سپاه برای آماده کردن حداقل 15 گردان مانوری، قابل اجرا تشخیص داده شد. در نهایت، این طرح کلی با استفاده از تجارب و نتایجی که از عملیات فرمانده کل قوا 1 به دست آمد، اصلاح و تکمیل شد و طرح تکمیلی در تاریخ 25/4/1360 تهیه و برای مراجع ذیربط ارسال شد. کلیات طرح مانور به صورت مانور دو طرفه از سمت دارخوین و فیاضیه و با سه محور تلاش پشتیبانی ایستگاه هفت و ایستگاه 12 و محور جاده ماهشهر - آبادان طرح‌ریزی گردیده بود.

با توجه به مشترک بودن عملیات بین سپاه و ارتش، مباحث مربوط به تکمیل طرح ادامه یافت و پس از هماهنگی‌های لازم در ستاد عملیات جنوب سپاه، سرانجام طرح نهایی عملیات در آغاز دهه دوم شهریور 1360 تهیه و در 15 شهریور توسط فرماندهان مسئول تأیید شد. با امضای مشترک سرهنگ شهاب‌الدین جوادی، فرمانده لشکر 77 خراسان، و سیدرحیم صفوی، فرمانده ستاد عملیات جنوب، طرح نهایی به یگان‌های عملیاتی ابلاغ گردید و بر این اساس اقدامات آماده‌سازی که از مدت‌ها قبل شروع شده بود از این پس با سرعت بیشتری ادامه یافت (صفوی و اردستانی، 1388: 293).

بر اساس این طرح، لشکر 77 خراسان و نیروهای سپاه پاسد اران مأموریت یافتند به منظور شکستن محاصره شهر آبادان به نیروهای عراقی مستقر در زمین‌های شرق رودخانه کارون در شمال این شهر (از ساحل شرقی کارون تا جاده ماهشهر  آبادان) حمله کنند. همچنین مقرر شد با تصرف و انهدام دو پلوبر روی رودخانه کارون، که جاده مواصلاتی و عقبه نیروهای عراقی در این منطقه محسوب می‌شد، یگان‌های دشمن را، که به استعداد یک لشکر تقویت شده بود، محاصره کنند و زمین‌های شرق رودخانه کارون به وسعت 130 کیلومتر مربع و دو جادهورا که از یک سال قبل در اشغال ارتش عراق بود آزاد نمایند (صفوی و اردستانی، 1388: 294).

به دنبال ابلاغ طرح عملیات، مقدمات آماده‌سازی‌ها به مرور فراهم شد و طرح عملیات به صورت جزء به جزء در رده تیپ و گردان‌ها تهیه شد. بخشی از گردان‌های مانوری با حضور در خطوط پدافندی منطقه به تکمیل شناسایی خطوط اولیه عراق اقدام کرده و تا 10 روز قبل از عملیات اغلب گردان‌های عملیاتی در منطقه عمومی آبادان مستقر شدند. (صفوی و اردستانی، 1388: 296)

  شرح عملیات ثامن‌الائمه (ع)

سرانجام پس از مذاکرات نسبتاً طولانی و فراهم کردن تمهیدات لازم برای اجرای عملیات و متقاعد شدن فرماندهان ارتش برای آغاز عملیات در شب، نهایتاً در جلسه‌ای با حضور تیمسار ظهیرنژاد، رحیم صفوی، حسن باقری و فرماندهان تیپ‌های عمل، ساعت 1 بامداد روز یک شنبه 5/7/1360 برای اجرای عملیات تعیین شد (صفوی و اردستانی، 1388: 292).

همچنین به پیشنهاد ارتش، نام عملیات ازبهتغییر یافت (صفوی و اردستانی، 1388: 312). در ساعات پایانی روز 4/7/1360 نیروهای عمل کننده در عملیات، آخرین آمادگی‌های نیروها را برای اجرای عملیات کنترل کرده و گردان‌های خط شکن برحسب دوری یا نزدیکی به دشمن از ساعت 21 به بعد در نهایت رعایت سکوت و احتیاط، حرکت خود را به سوی منطقه عملیات آغاز کردند. براساس هماهنگی‌ها، قرار بود گردان‌های خط‌شکن در تمام محورها حدود ساعت 24 به نقطه درگیری برسند و پس از آخرین هماهنگی، آماده دریافت رمز عملیات در ساعت 1 بامداد باشند (صفوی و اردستانی، 1388: 314).

شرح عملیات به ترتیب اقدام نیروها به شرح زیر است:

 

الف) جبهه آبادان - ماهشهر:

هرچند حرکت گردان‌های خط‌شکن به سمت مواضع عراقی‌ها بدون حادثه خاصی آغاز شد. لکن به رغم همه تلاش‌ها برای خودداری از درگیری پیش از ساعت مقرر (یک بامداد)، ستون نیروهای خودی در این محور فرعی توسط عوامل تیربار دشمن رویت شدند؛ لذا یک ساعت مانده به اعلام رمز عملیات، درگیری به شکل اجتناب‌پذیری در این محور آغاز شد.

با دستور فرمانده گردان، نیروها به خط عراق حمله کردند و با سرعت عمل آنان، خط اول عراق در این جبهه به سرعت سقوط کرد (مرکز تحقیقات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-5).

این نیروها از شرق و غرب (از سمت آبادان و ماهشهر) به مواضع دشمن نفوذ کردند. آنها با اجرای یک مانور احاطه‌ای پس از عبور از خاکریز در کناره‌های دوطرف جاده از سمت ماهشهر و از سمت آبادان، پیشروی کرده و تا ساعت دو بامداد، نیروهای دشمن را محاصره کردند.

با آغاز درگیری در این محور، با تصمیم فرماندهان عملیات قرار شد از درگیری در سایر محورها خودداری شود تا دشمن از انجام یک تک گسترده در چند محور آگاهی پیدا نکند.

همچنین بنا به دستور برای طبیعی جلوه دادن اوضاع عمومی منطقه، برخی قبضه‌های آتش و تیربارها تیراندازهای پراکنده‌ای انجام دادند تا وضعیت عادی و طبق روال معمول جلوه کند. نیروهای این محور پس از تکمیل محاصره نیروهای عراقی در این محدوده و تصرف خاکریز 5 / 1 کیلومتری دشمن، تمام تجهیزات آنها شامل 20 دستگاه تانک و نفربر و تعدادی خمپاره‌اندازهای مختلف را به غنیمت گرفتند. تنها تعدادی از نیروهای دشمن قبل از تکمیل محاصره به شمال جاده فرار کردند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 1-5).

 

ب) جبهه دارخوین:

چهار گروهان و یک گردان از شمال و پنج گروهان و یک گردان از شرق و از طریق نهر شادگان وارد عمل شدند. در محور شمالی، عراق با حساسیتی که به خط اول خود داشت و محتمل دانستن حمله نیروهای ایرانی از این سمت (عملیات فرماندهی کل قوا در این منطقه انجام شده بود.)، در حدفاصل رودخانه کارون و جاده اهواز - آبادان مقاومت شدیدی کرد و مانع پیشروی سریع نیروهای خودی شد؛ لذا در چند ساعت اول عملیات، این خط سقوط نکرد. در محور نهرشادگان در حالی‌که نیروها به 200 تا 300 متری خاکریز اول دشمن رسیده بودند منورهای عراق به یکباره منطقه را روشن کرد اما نیروهای عراقی متوجه حضور نیروهای ایرانی در منطقه نشدند.

گروه مهندسی سپاه در شرایطی که درگیری در سایر محورها آغاز شده بود هفت معبر در میدان مین جلوی خاکریزهای دشمن باز کرد و نیروهای خط‌شکن گردان مقداد از این میدان‌ها عبور کردند. در ساعت 50:1 دقیقه، این نیروها با هجوم به مواضع دشمن، گردان زرهی صلاح‌الدین عراق را منهدم کردند. این نیروها تا ساعت 30:3 دقیقه صبح، پنج کیلومتر در عمق منطقه نفوذ کرده و از کناره‌های نهرشادگان خود را به جادهرساندند و بدین ترتیب از پشت (جنوب) خاکریز سوم دشمن در جبهه شمالی عملیات سردرآوردند. این در حالی بود که خط اول دشمن در این جبهه هنوز سقوط نکرده بود و عراقی‌ها در حدفاصل این جاده و ساحل کارون تردد می‌کردند، لذا نیروهای محور نهرشادگان پیشروی خود را به سمت ساحل کارون ادامه داده و تا ساعت پنج صبح (و در آستانه روشن شدن هوا) به رودخانه کارون رسیده و عقبه جبهه شمالی دشمن را به طور کامل مسدود کردند. سپس بخشی از آنان از پشت به خاکریز سوم و دوم عراق هجوم بردند و به زودی آخرین مقاومت‌ نیروهای عراقی در خاکریز دوم هم به شکست انجامید و خاکریزهای عراق در جنوب روستای محمدیه به طور کامل تصرف و پاکسازی شد و نیروهای دو محور جبهه دارخوین با هم الحاق کردند. (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-12).

سازمان تیپ 8 مکانیزه عراق در جبهه شمالی عملیات کاملاً منهدم و از هم پاشید. در یکی از اسناد موجود در مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس درباره وضعیت فرمانده تیپ هشت مکانیزه عراق در آن دقایق این گونه آمده است: پس از رخنه نیروهای ایرانی در مواضع تیپ هشت مکانیزه، فرمانده لشگر سه عراق درخواست کرد نیروهای احتیاط منطقه، شامل یک گردان تانک و یک گروه از نیروی مخصوص برای پشتیبانی از تیپ هشتم وارد عمل شوند. هنگامی که فرمانده گردان نهم نیروی مخصوص همراه با فرمانده گروهان سوم به قرارگاه تیپ هشتم رسیدند موقعیت بسیار بد بود. فرمانده تیپ هشتم سرهنگ ستاددر یک وضعیت بسیار دستپاچه‌ای به سر می‌برد و نقشه‌ها و کتاب‌ها را پاره می‌کرد و یک حالت کاملاً انفعالی به خود گرفته بود و نمی‌دانست چه کند. فرمانده گردان نهم نیروی مخصوص از او خواست که آرامش خود را حفظ کند و موقعیت کلی را بیان کند. او پاسخ داد وضع پدافندی تیپ کاملاً خراب است و به دست نیروهای ایران افتاده و این نیروها در حال پیشروی به سمت قرارگاه (تیپ) هستند. با طلوع آفتاب، فرمانده تیپ هشتم به همراه سرهنگ دوم ستاد خمیس مختلف (که با درجه سرهنگ تمام ستاد در عملیات بیت‌المقدس اسیر شد) از منطقه گریختند و سایر افسران ستاد تیپ و برخی یگان‌های قرارگاه نیز پابه فرار گذاشتند. در این میان، محور تیپ هشتم بدون فرمانده ماند. (مرکز تحقیقات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 5-1) در حالی‌که فرماندهان خودی در این جبهه در حال تدبیر چگونگی پیشروی در عمق منطقه برای تصرف پل قصبه بودند؛ نیروهای حاضر در خط مقدم، با هدایت فرماندهان حاضر در خط مقدم به ویژهبه سمتحرکت کردند و فاصله 5/2 کیلومتری تا پل را در کمتر از یک ساعت پیمودند و در ساعت 5/6 صبح یکی از دو عقبه اصلی عراق به تصرف درآمد.

روایت علی زاهدی فرمانده یکی از گردان‌های این محور در شرح وقایع این ساعات این گونه است:

(صفوی و اردستانی، 1388: 328)

حسن باقری فرمانده جبهه دارخوین نیز درباره تقدم اقدامات نیروها بر تصمیم فرماندهان و روان بودن حرکت نیروهای در خط به سمت عمق دشمن که ناشی از فروپاشی سازمان تیپ هشت مکانیزه عراق در جبهه شمالی بود، می‌گوید:

(مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 6).

بلافاصله دیده‌بانان خودی به هدایت و تمرکز آتش توپخانه بر روی پل حفار اقدام کردند که این اقدام به درهم ریختگی بیشتر عراقی‌ها منجر شد. نیروهای این جبهه پس از تصرف پلتا ساعت نه صبح در 800 متری جنوب این پل به پدافند پرداختند. این در حالی بود که نبرد در محور فیاضیه گره خورده بود و عراق نیز تنها به یک عقبه نامطمئن (پل حفار) متکی بود (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 6).

 

جبهه ذوالفقاری:

در محور ایستگاه هفت (یکی از دو محور این جبهه)، نیروها قبل از ساعت مقرر به معابر آماده شده رسیدند و پس از اعلام رمز، به دشمن حمله کردند. نیروهای عراقی نیز با اجرای آتش شدید به مقابله برخاستند و به دلیل نبود عارضه و جان‌پناه، تلفاتی به نیروهای خودی وارد شد. با ادامه فشار نیروهای خودی، خاکریز اول عراق سقوط کرد اما هشیاری نیروهای رده دوم باعث شد تا ساعت پنج صبح درگیری‌ها ادامه داشته باشد و خاکریز دوم سقوط نکرد. (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 7)

در محور ایستگاه 12 به علت تعلل گردان 112 و عدم حمایت مناسب واحدهای زرهی در دو ساعت اول عملیات اقدام خاصی صورت نگرفت؛ اما با پیگیری‌های فرماندهان رده بالاتر در حرکت دادن تانک‌های خودی در ساعت سه صبح، خاکریز اول عراق سقوط کرد. با این وجود مقاومت نیروهای عراقی در خاکریز دوم مانند ایستگاه هفت سرسختانه بود (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 7).

نیروهای ایستگاه هفت و 12 در ساعت پنج صبح با هم الحاق کردند. قبل از آنکه این نیروها به ادامه پیشروی موفق شوند، در آغاز روشنایی هوا (بین ساعات پنج و شش صبح) عراق با 15 تانک به پاتک اقدام کرد که با مقاومت نیروهای خودی تلاش نیروهای عراقی خنثی شد. از آنجا که ادامه پیشروی با تهدید از جناح چپ (سمت ساحل کارون و محور فیاضیه) همراه بود بنا به دستور، ادامه پیشروی با هماهنگی محور فیاضیه و به صورت همزمان انجام شد و نیروهای این جبهه موفق شدند تا ساعت 10صبح خاکریز دوم دشمن را تصرف کرده و حدود 150 عراقی را در این منطقه به اسارت بگیرند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 8).

 

جبهه فیاضیه:

نیروهای این جبهه در سه محور (سمت راست، غرب جاده آبادان - اهواز؛ وسط؛ سمت چپ، ساحل شرقی رودخانه کارون) از مسیرهای تعیین شده قبلی (در این محور نیروهای خودی برای نزدیک شدن به خط مقدم بدون جلب نظر دشمن از قبل دو تونل زیرزمینی احداث کردند که تا نزدیک خاکریز اول عراقی‌ها امتداد داشت.) به خطوط مقدم دشمن نزدیک شده و پس از دریافت رمز عملیات، حمله خود را در ساعت یک بامداد آغاز کردند. نیروهای محور ساحل کارون با مقاومت شدید دشمن مواجه شدند. وجود موانع طبیعی و مصنوعی در حاشیه رود کارون (نخلستان‌ها، ساختمان‌ها و استحکامات) موقعیت پدافندی مناسبی را برای عراقی‌ها فراهم می‌کرد. در محور وسط (به عرض پنج کیلومتر) مقاومت نیروهای عراقی بسیار شدید بود و تیربار تانک‌ها، توپخانه و حتی توپ‌های ضدهوایی دشمن آتش پرحجم و شدیدی بر روی نیروهای خودی اجرا می‌کردند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 8).

از دلایل عکس‌العمل شدید عراقی‌ها فاصله نسبتاً کوتاه خط اول عراق با هدف این جبهه یعنی(پنج کیلومتر) بود؛ لذا دشمن کوشید تا با تمام توان از حرکت نیروهای ایرانی به عمق منطقه خود و دسترسی به این پل جلوگیری کند.

تلاش چندباره نیروها و تدابیر مسئول جبهه (رحیم صفوی و سرهنگ منوچهر کهتری) و فرمانده نیروهای در خط (احمد کاظمی و یدا... کلهر) برای دور زدن نیروهای عراقی در دو ساعت اول بی‌نتیجه ماند و نیروهای خودی متحمل تلفات قابل توجهی شدند. تا ساعت 30:3 دقیقه صبح در محور حاشیه کارون فقط خاکریز اول سقوط کرد و در قسمت وسط، نیروها به خاکریز اول رسیدند؛ اما به علت برخورد با میدان مین و آتش دشمن متوقف شده و در محور سمت راست به علت کندی سرعت تانک‌های خودی، نیروها ساعت پنج صبح به خاکریز دشمن رسیدند. تسلط دشمن بر حاشیه کارون مانع از پیشروی بیشتر محور وسط و راست به عمق منطقه می‌شد. در این میان عراق با بکارگیری واحدهای زرهی خود پاتک شدیدی را برای بازپس‌گیری خطوط از دست داده آغاز کرد. علاوه بر این، کمک سایر یگان‌های عراقی که از جبهه ذوالفقاریه عقب‌نشینی کرده بودند و برای کمک به حفظ سرپلدر این منطقه تمرکز یافته بودند باعث افزایش مقاومت دشمن شد (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 9).

بنابراین تا رسیدن نیرو های محور دارخوین (شمال منطقه عملیات) به پل قصبه و تصرف آن، تغییری در این جبهه حاصل نشد (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 3-1).

 

 

روز اول و انهدام نیروهای عراق در شرق کارون:

در ساعت‌های اولیه پس از روشنایی هوا، غیر از جبهه جنوبی عملیات (فیاضیه)، سازمان یگان‌های عراقی در اغلب مناطق زمین‌های شرق کارون دچار درهم ریختگی بود. نیروهای جبهه دارخوین در ساعت 10 صبح بخشی از پل قصبه در ساحل شرق کارون را منفجر و واحد مهندسی نیز قسمت‌هایی از خاکریز حاشیه رودخانه کارون را تقویت کردند (صفوی و اردستانی، 1388: 332). نیروها نیز علاوه بر تقویت خطوط پدافندی به پاکسازی مناطق تصرف شده پرداختند و تا ساعت 11 صبح حدود 700 تن از نیروهای عراقی را اسیر کردند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 6/7/1360: 1-14). تنها در یک مرحله، یک واحد عراقی متشکل از تانک که برای خارج شدن از منطقه از طریق پلتلاش می‌کردند در دام افتاده و نیروهای عراقی تسلیم شدند که توسط رانندگان آنها و با هدایت نیروهای خودی به عقب منتقل شدند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 10).

از جمله مسائلی که در فروپاشی سریع سازمان دشمن بسیار مؤثر بود هدایت قوی نیروهای عمل کننده در روی زمین و استفاده از موفقیت‌های به دست آمده در ساعت‌های اولیه عملیات بود. شرایط به نحوی پیش می رفت که فرماندهان سپاهی سه جبهه اصلی عملیات، همراه رزمندگان در خط مقدم درگیری حضور یافتند . غلامعلی رشید مسئول جبهه ذوالفقاری در اینباره می‌گوید:

 

در صبح روز اول، درگیری در منطقه پل حفار ادامه داشت و عراق سعی می‌کرد ضمن خارج کردن بخش‌هایی از نیروها و تجهیزات زرهی خود از طریق این پل، به هر طریق ممکن سرپل شرق آن را را برای سهولت در اجرای پاتک حفظ نمایند. ساعت 10 صبح، عراقی‌ها موفق شدند حدود یک گردان تانک را از طریق پل حفار به عقب منتقل کنند. (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 9)

با توجه به تصرف پلو انهدام آن، از صبح روز اول، کانون توجه و اقدامات نیروهای خودی و دشمن، پلشد.

نیروهای جبهه دارخوین تا ساعت 12 خود را به 700 تا 1000 متری شمال پلرسانده و در آنجا پدافند کردند و نیروهای جبهه فیاضیه نیز حدود3 کیلومتری جنوب این پل مستقر شده بودند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 1361: 35).

عصر همان روز عراق دو گردان مکانیزه از تیپ 10 زرهی را برای انجام پاتک از پل حفار عبور داد که با محاصره شدن این نیروها و انهدام بخشی از تجهیزات آنها، فرماندهی نظامی عراق در منطقه با پیش‌بینی امکان عبور نیروهای ایران از پلدستور داد نیروهای عراقی به غرب کارون عقب‌نشینی کنند و در 100 متری رودخانه پدافند کنند و بدین ترتیب اقدام دشمن بی‌نتیجه ماند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-5).

با عقب‌نشینی نیروهای عراقی، تعدادی از نیروهای محور دارخوین خود را به پل حفار رسانده و قصد منفجر کردن آن را داشتند که به دلیل آتش پرحجم دشمن و گرمای شدید هوا و خستگی مفرط موفق به این کار نشدند و تا 700 متری پل عقب آمده و در آنجا با نیروهای محور ذوالفقاری و فیاضیه الحاق و به سمت کارون پدافند کردند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-12).

عراق نیز با استفاده از بخشی از نیروهای یگان‌های جدیدی که به منطقه وارد کرده بود تمام توان و توجه خود را متوجه حفظ این پل و سرپل کوچک آن در شرق کارون کرد (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360).

ارتش عراق در آخرین ساعات روز اول (5/7/60)، تلاش مجددی را انجام داد و بخشی از یگان‌های تازه نفس را به قصد توسعه سرپل، از پل حفار عبور داد و به پاتک مجدد اقدام کرد. در درگیری سنگینی که رخ داد تعدادی از نیروهای خودی شهید شدند اما متقابلاً تعداد قابل توجهی از تانک‌های عراقی منهدم و چندین دستگاه تانک و نفربر نیز به غنیمت گرفته شد (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360).

هدایت دقیق و مؤثر آتش توپخانه و ادوات خودی بر روی محل تجمع نیروها و امکانات زرهی دشمن در دو سوی پل حفار شرقی و غربی، نقش عمده‌ای در تثبیت منطقه داشت و این وضعیت به شکل نسبتاً ثابتی تا پایان روز ادامه یافت (صفوی و اردستانی، 1388: 334).

در دومین روز عملیات ثامن‌الائمه (ع)، عراق که تنها محدوده کوچکی از کرانه شرقی رود کارون را در اختیار داشت، به دلیل نداشتن یک محور مواصلاتی مطمئن در دو سوی رودخانه تا حد زیادی امید خود را برای یک اقدام اساسی در شرق آن از دست داده بود. لذا با احتمال ورود نیروهای ایرانی به غرب رودخانه کارون، برای حراست از شهر بصره، حداقل 10تیپ زرهی و مکانیزه را به این منطقه وارد کرد که فاقد هرگونه مواضع و رده‌های دفاعی بودند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 6/7/1360).

ارتش عراق از اولین ساعت‌های پس از روشن‌هایی هوا در آخرین تلاش‌های خود با عبور دادن دو گروهان پیاده و تعدادی تانک از پل حفار با هدف توسعه دادن سرپل شرق کارون، قصد اجرای پاتک را داشت که با حمله نیروهای خودی و اجرای آتش پرحجم ادوات و توپخانه مواجه شد و تنها تعداد محدودی از نیروهای عراقی شناکنان خود رابه ساحل غربی کارون رساندند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 6/7/1360: 2). بقیه نیز کشته و مجروح شده یا در گوشه‌ای جان‌پناه گرفته و در منطقه برجای ماندند. پس از آن عراق‌ها تلاش مجددی را با تجمع 30 تا 40 تانک در قسمت شرقی رودخانه برای توسعه سرپل انجام دادند که این حرکت نیز ناکام ماند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 6/7/1360).

هم‌زمان با فعالیت نیروهای خودی در روز دوم، فرماندهان برای دفع پاتک‌های عراق به بررسی اوضاع پرداخته و پس از بررسی اطلاعات واصله، از نیروهای محورهای دارخوین، فیاضیه و ذوالفقاری خواسته شد که به باقی مانده نیروهای دشمن در سر پل حفار حمله برده و پل را نیز منهدم کنند. لذا پس از کسب آمادگی اولیه، علمیات در ساعت 15 آغاز شد و پس از یک درگیری شدید که تا ساعت 17 به طول انجامید این سرپل به طور کامل به تصرف نیروهای خودی درآمد و عناصر باقیمانده دشمن با به جا گذاشتن بسیاری از تجهیزات خود از طریق پل حفار به غرب رودخانه گریختند و نیروهای خودی پس از دستیابی به پل آن را منهدم کرده و در ساحل شرقی کارون خط دفاعی تشکیل دادند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس7/7/1360: 14).

به این ترتیب، خط پدافندی که در روز اول به دست آمده بود در روز دوم کاملاً و تثبیت شد و پدافند در حاشیه شرقی کارون که به دلیل وجود رودخانه غیرقابل عبور، از اطمینان بالایی برخوردار بود، آغاز گردید. جزیره و شهر آبادان نیز پس از 349 روز از محاصره خارج شد (صفوی و اردستانی، 1388: 236).

با توجه به نتایج عملیات، دو محورو محور جادهبه یک محور جدید به نام محورتبدیل شد (مرکز مطالعات و اسناد مقدس، 7/7/1360: 4).

در جریان این عملیات حدود 2000 عراقی کشته و زخمی شدند؛ 1900 دستگاه تانک، نفربر، خودرو و دو پل روی کارون و چندین انبار مهمات منهدم شد و حدود 1700 نفر به اسارت درآمدند. همچنین 160 تانک و نفربر و حدود 150 خودرو و 30دستگاه لودر و یک آتشبار چهار قبضه‌ای توپ، 25 دستگاه تفنگ 106، ضدهوایی و خمپاره‌های مختلف به غنیمت درآمدند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 9/7/1360).

با قطعی شدن موفقیت عملیات، پیام تبریکی از سوی سرتیپ فلاحی، سرتیپ ظهیرنژاد و محسن رضایی به امام خمینی(ره) مخابره شد. ایشان نیز در پاسخ، از ارتش، سپاه و تمامی نیروهای مسلح تقدیر و تشکر کردند (موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1360: 254-255).

 

نتایج عملیات ثامن‌الائمه (ع)

مقایسه عملیات ثامن‌الائمه (ع) با عملیات‌های محدود گذشته نشان داد که به دلایل متعددی از جمله بهره‌گیری از زمان و دستاوردها، اجرای عملیات‌های بزرگ مشابه این عملیات، منطقی‌تر و از سوی دیگر با خسارات و تلفات کمتری همراه است. آمارها موجود حاکی از آن بود که در 10 عملیات محدود شش ماه قبل از آن به طور متوسط در هر 18 روز یک عملیات انجام شده اما نتایج این عملیات، ارزش، اهمیت و ترجیح عملیات‌های گسترده را نشان داد (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس،7/7/1360).

لذا از این پس اجرای عملیات‌های بزرگ در دستورکار فرماندهان نظامی قرار گرفت و پایه‌ای برای انجام سه عملیات بزرگ دیگر همچون طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس شد. علاوه بر این، تجربه موفقیت‌آمیز اجرای مانور احاطه‌ای و نفوذ به عمق و پل ارتباط دشمن بر روی رودخانه کارون از محور نهرشادگان که به دستیابی به پشت رده سوم جبهه شمالی و پل ارتباطی ارتش عراق بر روی رودخانه کارون منجر شد به نحو دیگری در عملیات طریق‌القدس تکرار شد. (صفوی و اردستانی، 1388: 362) براساس این طرح، عبور از مناطق رملی غرب تپه‌های ا...‌اکبر طراحی شد که باعث دستیابی نیروهای تیپ امام حسین (ع) و تیپ امام سجاد (ع) و تانک‌های زرهی تیپ سه لشکر 92 ارتش به عقبه دشمن و سقوط توپخانه عراق و در نتیجه آزادسازی شهر بستان و شکست دشمن شد.

در ادامه جنگ، از دستاوردها و تجارب عملیات‌های ثامن‌الائمه (ع) و طریق‌القدس به نحو احسن بهره‌برداری شد. انتخاب مناطق فکه و غرب دزفول در عملیات فتح‌المبین و نیز آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس با بهره‌گیری از آموزه‌های عملیات‌های میسر شد. این دستاوردها به همراه تدابیر، تاکتیک‌ها و ابتکارات جدید، باعث دستیابی به پیروزی‌های بزرگ‌تر و وارد کردن شکست‌های سنگین‌تر به ارتش عراق شد.

 

 

 

3) 13/7/1361 ؛ عملیات مسلم بن عقیل:

در نیمه شب سیزدهم مهرماه 1361 در منطقه غرب و شهر سومار، عملیات «مسلم‌بن‌عقیل» انجام شد؛ این عملیات با حضور شهید محراب آیت‌الله «عطاءالله اشرفی اصفهانی» و به فرماندهی شهید «حاج محمدابراهیم همت» به اجرا درآمد؛ پیش از عملیات رزمندگان غیور سپاه اسلام «دعای کمیل» امیرالمؤمنین را زمزمه کردند و با قرائت «دعای توسل» دست نیاز به سوی معبود خویش گشودند تا راه هدایت و پیروزی را به روی‌شان بگشاید.

شهید آیت‌الله قدوسی نیز در میان رزمندگان دقایقی سخن گفت و با آنها دعای کمیل را زمزمه کرد؛‌ هوا گاهی بارانی می‌شد؛ گاهی ماه از پشت ابرها بیرون آمده و به رزمندگان درود می‌فرستاد.

عملیات «مسلم‌بن عقیل» به لحاظ شرایط جوی اجرای این عملیات و نحوه رویارویی با دشمن، برای رزمندگان تکراری از «جنگ بدر» پیامبر اسلام (ص) با مشرکان و کفار بود.

ناگهان ندای رمز عملیات با نام مقدس سرور جانبازان اسلام «یا ابوالفضل العباس(ع)» در آسمان سومار پیچید؛ زمین زیر پای رزمندگان به لرزه درآمد، «سومار» کربلایی دیگر شد و معراج شهیدان مفقود.

* شهر سومار؛ منطقه عملیاتی «مسلم‌بن عقیل»

شهر سومار از شهرهای مرزی غرب کشور است که فقط ?? کیلومتر با شهر مندلی عراق فاصله دارد؛ ارتفاعات مرزی گیسکه و کهنه‌ریگ واقع در این شهر همچون دیوار بلند این منطقه به شمار می‌رود. با آغاز جنگ تحمیلی این شهر به همراه روستاهای اطراف آن به اشغال ارتش عراق درآمد.

گفته می‌شود نحوه خروج و آوارگی زنان، کودکان، جوانان و پیرمردها و پیرزن‌ها به هنگام اشغال این منطقه و مظلومیت‌ها و سختی‌های آنان وصف ناشدنی است.

شهر سومار همان شهری است که امروز چشم خیلی از مادران شهدای مفقود را خیره به در گذاشته تا خبری از عزیزانشان برسد؛ یکی از آن مادران منتظر، مادر شهید «بهروز صبوری» است؛ مادری که با رجعت شهدای گمنام به دنبال دلدار جوانش می‌گردد.

* شرح عملیات «مسلم‌بن عقیل»

بعد از عدم‌الفتح رزمندگان در عملیات رمضان و به منظور کاستن از مقاومت دشمن در منطقه جنوب و همچنین دسترسی به ارتفاعات «سرکوب» مرزی، آزاد‌سازی پاسگاه‌های مرزی، حفاظت و تأمین محورهای نفوذی و جلب توجه دشمن به منطقه غرب کشور، در اوایل سال سوم جنگ عملیات «مسلم‌بن عقیل» با هدف عقب راندن دشمن از شهر سومار و آزاد‌سازی ارتفاعات مشرف به منطقه و در صورت امکان پیشروی به سوی شهر مندلی عراقی و تأمین آن توسط ارتش و سپاه پاسداران، طراحی شد و در تاریخ 13 مهر 1361 با رمز «یا ابوالفضل العباس (ع)» به اجرا درآمد.

بر این اساس، نیروهای عمل‌کننده با ترکیبی از رزمندگان سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش تحت فرماندهی قرارگاه مشترک نجف سازماندهی شدند و قرارگاه تاکتیکی مشترکی به نام قرارگاه ظفر از نیروهای ارتش و لشگر نصر سپاه پاسداران در منطقه سومار تشکیل شد.

این عملیات در 4 محور به سمت ارتفاعات سرکوب و پاسگاه‌های مرزی در جنوب و غرب شهر سومار به سمت شهر مندلی عراق، شامل محور جنوب شرق از پل هفت‌دهنه به سمت ارتفاعات شرق جبال کهنه‌ریگ و پاسگاه‌های کافی شیخ و گیسکه، محور مرکزی از منطقه سومار به سمت پاسگاه میان تنگ و شهر مندلی عراق و محور شمالی از جاده سومار ـ نفت‌شهر به سمت پاسگاه‌های سان‌واپا و سلمان‌کشته در قسمت شمال غرب جبال کهنه ریگ تعیین شد.

عملیات «مسلم‌بن عقیل» یکی از سنگین‌ترین عملیات‌هایی بود که در غرب کشور اجرا شد و به گفته کارشناسان و صاحب نظران نظامی از جمله عملیات‌هایی بود که اصول و قواعد رزم و هماهنگی کامل بین نیروهای عمل‌کننده در آن به خوبی رعایت شد و نیروهای عمل‌کننده به همه اهداف از پیش تعیین شده، رسیدند.

نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

منطقه عملیاتی که دشمن بروی آنها مسلط بود اهمیت ویژه ای هم برای ما و هم برای عراق دارد لذا دشمن در حالی مستقر بود که تمام نیروهای ما در دید آنها قرار داشتند و لذا با گرفتن این ارتفاعات دشمن در دشت قرار می گیرد بنابر این دشمن بر روی ارتفاعات سوق الجیشی قرار می گیرد و مسلط بر ما می باشد ارتفاعات مهم در منطقه سومار ارتفاعات سارات 327 متر سیدک 253 ارتفاع دروازه تپه شلوغ 235 گیسکه 330 ارتفاع واروالین که از مرتفع ترین تپه در این منطقه می باشد با 402 متر ارتفاع سانوابها وسلمان کشته و ... را می توان نام برد.

در ضمن شرق و غرب این ارتفاعات مرزی پاسگاههای زیادی از ما و همین طور از عراق وجود دارد پاسگاه دوله شریف – کومه سنگ و میان تنگ.

شرح منطقه عملیات

منطقه عملیاتی که دشمن بروی آنها مسلط بود اهمیت ویژه ای هم برای ما و هم برای عراق دارد لذا دشمن در حالی مستقر بود که تمام نیروهای ما در دید آنها قرار داشتند و لذا با گرفتن این ارتفاعات دشمن در دشت قرار می گیرد بنابر این دشمن بر روی ارتفاعات سوق الجیشی قرار می گیرد و مسلط بر ما می باشد ارتفاعات مهم در منطقه سومار ارتفاعات سارات 327 متر سیدک 253 ارتفاع دروازه تپه شلوغ 235 گیسکه 330 ارتفاع واروالین که از مرتفع ترین تپه در این منطقه می باشد با 402 متر ارتفاع سانوابها وسلمان کشته و ... را می توان نام برد.

در ضمن شرق و غرب این ارتفاعات مرزی پاسگاههای زیادی از ما و همین طور از عراق وجود دارد پاسگاه دوله شریف – کومه سنگ و میان تنگ.

که پاسگاه دوله شریف متعلق به عراق و کومه تنگ و میان از پاسگاه های ایران می باشد که پاسگاه میان تنگ در دهنه تنگه قرار دارد که در زمان استقرار دشمن کاملا خراب شده است. در روی این ارتفاعات چند تنگه وجود دارد.

1-تنگ میان تنگ که در وسط ارتفاع قرار دارد و تهدید مستقیمی است بر شهر مندلی که نیروهای عمده عراق در این تنگه قرار داشتند.

2- تنگه سانواب ها که در سمت راست ارتفاع و در امتداد آن ارتفاع سلمان کشته قرار دارد.

وضعیت دشمن در این منطقه چون این منطقه که گفته شد اهمیت ویژه ای برای عراق دارد و با تصرف این ارتفاعات ورود نیروهای اسلام به خاک عراق آسان خواهد شد دشمن نیروهای خود را تقویت نموده و با اینکه عراق از حمله ما به این منطقه اطلاع داشت طبق گفته یک افسر اسیر، فرماندهان عراقی تصور این را داشتند که نیروهای ایرانی قادر نخواند بود از 50 رده مین و تله های انفجاری که عراق بر روی زمین کار گذاشته بودند بگذرند. نیروهای دشمن در منطقه شامل لشگر 12و 8 می باشد، که عبارتند از:

1- تیپ 412لشگر 12

1- تیپ 46 لشگر 12 می باشد تیپ 421 لشگر 12 از جنوب به این منطقه جهت تقویت مامور می کند این تیپ 20 روز قبل از عملیات مذکور 80% منهدم شده و در ضمن لازم به تذکر است که این تیپ سومین با زاست که از بین می رود یکی در بستان و دیگری در شوش.

طرح عملیات

برای شروع عملیات با وسعت زیاد و با هدف این که ما قادر هستیم در هر کجا که صلاح بدانیم نیروهای خود را وارد عمل نمائیم در غرب قرار گاه نجف تشکیل شد که قرار گاه لشگر ظفر زیر نظر این قرار گاه می باشد

ارتفاعات این منطقه در حدود 22 کیلومتر می باشد و برای ما از چند نظر اهمیت دارد:

1- از نظر تاکتیک نظامی دارای اهمیت فراوان بود و با گرفتن این ارتفاعات دشمن در دشت قرار می گیرد و ما نیز کاملا روی آنها تسلط پیدا می کنیم.

2- نزدیک شدن به شهر مندلی و تهدید به بغداد که از جنبه تبلیغاتی نیز برای ما پیروزی خواهد آورد. کل منطقه عملیات ما از درواز(سمت چپ میان تنگ)تا سلمان کشته بود و همچنین گرفتن پاسگاه دوله شریف و کوله سنگ.

بعد از شناسایی منطقه و بررسی استعداد دشمن قرارگاه نجف تصمیم می گیرد که بایک قرار گاه لشگر به نام ظفر که از 2 لشگر نصر و 81 زرهی باختران تشکیل شده بود این عملیات را روی ارتفاعات مرزی سومار انجام دهد.

عملیات

عملیات در ساعت 47 دقیقه بامداد 13/7/61 طی عملیاتی که با فریاد ابوالفضل العباس آغاز شد دشمن چندین کیلومتر از نوار بین المللی به عقب رانده شد و نیروهای رزمنده با روحیه بالا به دشمن هجوم می بردند و با وجود تپه های بلند در این ارتفاعات دقایقی بعد از صدور حمله نیروهای عمل کننده با عبور از میادین مین و سیم خاردار های زیاد یک به یک به اهدافشان رسیدند بطوری که بعد از گذشت 15 دقیقه از شروع عملیات ارتفاعات کیسکه تا کله شوان فتح می شود و به ترتیب ارتفاعات از قلعه مین تا سمت راست تنگه جوق ارتفاعات مثلثی تصرف می شود.

هم اکنون اکثر نیروهای صدامی در جلگه مستقر شده اند که نیروی اسلام مسلط بر منطقه می باشد.

یاد آوری می شویم با وجود آن که دشمن از جریان حمله با خبر بود و بعلت آماده باش های پی در پی و خستگی شدید نیرو شب عملیات اکثر نیروهای دشمن در خواب بودند و تلفات سنگینی را متحمل شدند.

در سمت راست ارتفاع بنام سلمان کشته نیروهای خودی بدون درگیری به مواضع خود رسیدند آنچنان دشمن غافلگیر شده بود که توپخانه دشمن تا چند ساعت از کار افتاده بود درست با روشن شدن هوا ساعت های متوالی در طول جبهه ما کرد توسط نیروهای ظفرمند اسلام دفع شد.

شکل پاتک در روز 14/7/61

منطقه عملیاتی مسلم بن عقیل زیر نظر لشگر 12 بوده و دشمن با استعداد 2 گردان از تی 4 و 1گردان از تیپ 3و2 گردان از تی 418 در منطقه مندلی اقدام به تک نمود که بتواند ارتفاعات مشرف بر مندلی را اشغال نماید که این تک با مقاومت شدید نیروهای ما قرار گرفت و اقدام به فرار نمود و گردان 155 از تیپ 3 گارد مرزی که در عملیات شرکت کرده بود حدود 70% منهدم گردید و2 گردان از تیپ 418 که زیر نظر لشگر 7 بود و جهت تک به منطقه مندلی آورده شده بود منهدم گردید.

شرح پاتک 20/7/61 دشمن در گذشته بطور متوالی حرکت های کوچکی با واحد های ضربه خورده در خط پاتک نمود و هر بار با تلفات سنگین متواری گشت و هدف از این عملیات مشغول نمودن نیروهای خودی و خسته کردن آنها در خط می باشد تا این که بتواند تیپ های پیاده 39 و 19 لشگر 7 را به منطقه اعزام نماید تا بتواند تک اصلی را انجام دهد این دو تیپ در تاریخ 15/7/61 از خانقین به مندلی با پوشش امنیتی که فقط در شب حرکت می کردند بعد از 4 روز به مندلی رسیدند و فردای آن روز دشمن با این دو تیپ در سه محور تک نمود:

1-سلمان کشته 2-میان تنگ 3-کانی شیخ و دروازه و با پشتیبانی توپخانه هلی کوپتر و هواپیما هجوم خود را آغاز نمود که با مقابله شدید نیروهای خودی قرار گرفت بطوری که در محور سلمان کشته نیروهای دشمن روی تپه ها سامواپا (ارتفاع 402) توسط نیروهای خودی دور زده شدند و علاوه بر تلفات سنگین اسرای زیادی نیز از این محور تخلیه شد و بیش از صد نفر اسیر و حدود 400 نفر کشته و زخمی بجای گذاشت بطوری که در محور کانی شیخ طبق گفته شنود تمام نیرو های عمل کننده بجز چند افسر بقیه کشته و اسیر و یا فرار نمودند:

 « شرح مختصری از عملیات »

 در پی توقف عملیات رمضان در دشت های شرق بصره بدلیل تمرکز قوای زرهی دشمن نیروهای خودی در جست و جوی منطقه کوهستانی و محدود برای تحت فشار قراردادن ارتش عراق بودند تا ضمن شکست تبلیغات دشمن ابتکار عمل را حفظ نمایند برای دست یابی به این هدفها منطقه عملیاتی سومار در جبهه میانی برگزیده شد منطقه ای که سومار در قلب آن قرار دارد از شمال به نفت شهر ، از غرب به مندلی عراق ،  از جنوب به میمک و از شرق به گیلانغرب منتهی میشود و ارتفاعات مرزی گیسکه ، کله شوان، کهنه ریگ ، سان واپا، سلمان کشته از شاخصه های آن است ارتفاعات مرزی بر شهر سومار ایران و شهر مندلی عراق اشرافیت دارند و عراق در عقب نشینی اجباری خود بعد از عملیات بیت المقدس با حفظ این ارتفاعات مرزی جاده های مواصلاتی سومار ، نفت شهر ،قصرشیرین را زیر دید و تیر خود قرار داد، لذا عملیات جهت آزاد سازی ارتفاعات مرزی و در صورت امکان پیشروی به سمت شهر مندلی عراق بصورت مشترک توسط ارتش و سپاه طراحی و در تاریخ 13/7/1361 بمرحله اجرا گذاشته شد. رزمندگان تیپ محمد رسول ا...(ص) سپاه همراه با دلاورمردان تیپ 55 هوابرد ارتش با پشتیبانی هوانیروز با کمترین زمان با رعایت اصل غافلگیری هدفهای مورد نظر را تصرف کردند.

 نتایج عملیات

1- مناطق آزاد شده: ارتفاعات کهنه ریک و گیسکه در منطقه سومار و 150 کیلومتر مربع از سرزمین اسلامی ایران

2-یگانهای منهدم شده دشمن : به تیپ های 421 پیاده – گارد مرزی و 46 مکانیزه خسارات کلی وارد گردید.بیش از 4000 نفر کشت و زخمی و 325 نفر به اسارت درآمدند.

3-تجهیزات منهدم شده دشمن: تانک 15 دستگاه – توپخانه بیش از 3 عراده –خودرو  20 دستگاه

4-غنائم بدست آمده : تانک و نفربر 6 دستگاه – توپخانه 20 عراده – خودرو 30 دستگاه

 

4)27/7/1362 الی 30/8/62 ؛ عملیات والفجر 4 :

عملیات والفجر 4 در منطقه پنجوین و با هدف متصل کردن ارتفاعات سورن به سور کوه انجام شد. در صورت تحقق این هدف، خط دفاعی جبهه خودی در این منطقه (دشت شیلر) کوتاه شد و در به کارگیری نیرو صرفه جویی می شد. همچنین راه ضد انقلاب از محور دشت شیلر مسدود شده و شهر مریوان از دید و تیر دشمن خارج می شد. علاوه بر این، شهر پنجوین و پادگان آن و پادگان گرمک به تصرف درآمده و نیروهای دشمن منهدم می شدند و سرانجام، با پیروزی در این عملیات، مقدمات انجام عملیات در استان سلیمانیه عراق فراهم می­آمد                                                            
مهم ترین ارتفاعات منطقه پنجوین عبارتند از: سون، سور کوه و کانی مانگا که دهانه شیلر را تشکیل می دهند. ارتفاع دیگر منطقه، زله است که به شهر پنجوین مشرف می­باشد                                         
این شهر در طول جنگ به منطقه ای نظامی تبدیل شد و خالی از سکنه شد. دشمن با آگاهی از قصد رزمندگان برای حمله به این شهر، بخش عمده­ای از آن را منهدم کرد                                  .
بر اساس طرح مانور، عملیات در دو مرحله، از دو محور بانه و مریوان آغاز می شد. اهداف مرحله اول از محور بانه، تأمین ارتفاعات لری، گرمک و کنگرک، و از محور مریوان، ارتفاعات زله، مارو و خلوزه بود.در مرحله دوم، نیز می بایست ارتفاعات سورن و کانی مانگا تصرف شود و با تکمیل هدف های واسط عملیات، ارتفاع سورن به سور کوه وصل شده و هدف اصلی تحقق یابد. برای انجام این مانور، هشت لشکر و دو تیپ پیاده از سپاه و یک لشکر پیاده از ارتش مأمور شدند. در مرحله اول، 22 گردان از سپاه و سه گردان از نیروی زمینی ارتش، و در مرحله دوم، هفت گردان از سپاه و یک گردان از نیروی زمینی ارتش و در مرحله سوم، تنها 25 گردان از سپاه وارد عمل شدند                                  
عملیات در 27 مهر 1362 (حدود دو ماه و نیم پس از عملیات والفجر 2 و 3) آغاز شد. در مرحله اول عملیات، به دلیل سرعت عمل فوق العاده، نیروها ارتفاعات لری، گرمک، کنگرک در محور بانه و مارو، خلوزه 1، بلاله، سربلاله، تخم مرغی، سه درختی، پادگان گرمک، شهرک هرگنه و تپه شهدا در محور مریوان، آزاد شد                                                 .
مرحله دوم، دو روز پس از مرحله اول، آغاز شد و طی آن، ارتفاعات خلوزه 2، کلو، هفت توانا، ارتفاعات اطراف پنجوین، یال شرقی ارتفاع زله، ارتفاعات 1672 شرق سنگ معدن در محور مریوان و شاخ نالشکینه در محور بانه، تصرف شد و نیروهای خودی به طور کامل بر شهر پنجوین تسلط یافتند، اما به دلیل عدم سقوط کامل ارتفاع زله، تصرف کامل شهر میسر نشد.
اگر چه عملیات والفجر 4 بایستی در دو مرحله انجام می شد ولی برای کامل کردن هدف ها، حدود سیزده روز بعد یعنی در 12 آبان 1362، مرحله سوم این عملیات نیز انجام شد و طی آن، ارتفاعات استراتژیک شیخ گزنشین، شاخ تاجر از کانی مانگا به دست رزمندگان اسلام افتاد و در منطقه غرب ارتفاع کانی مانگا و چوارتا نیز نیروها دست به پیشروی زدند.

چگونگی انجام عملیات                                                        :
عملیات والفجر 4 در سه مرحله و با هدف وصل این بلندی ها به یکدیگر در خط خودی ، از روز 27 مهرماه 1362 به مدت 33 روز در منطقه جبهه شمالی سلیمانیه و پنجوین انجام شد . حمله ساعت 24 و با رمز یا الله ... با الله ... یا الله در منطقه ای به وسعت صدها کیلومتر مربع آغاز شد . نیروها در دو محور بانه و بلندی های لری ، گرمک ، کنگرک و در محور مریوان و بلندی های پنجوین به نام زله ، مارو و خلوزه به پیشروی پرداختند                                  .
در مرحله دوم پس از گذشت دو روز از مرحله نخست ، بلندی های سورن و کانی مانگا و چندین نقطه دیگر آزاد شد ، اما بر اثر پاتک های دشمن روی قله های کانی مانگا ، برخی از مناطق دست به دست شد و نهایتا در اشغال دشمن باقی ماند .
مرحله سوم عملیات روز 2 آبان ماه 1362 به اجرا درآمد . سپاه پاسداران تنها با 25 گردان وارد عمل شد و در مجموع 1000 کیلومتر مربه شامل 300 کیلومتر مربع از اراضی ایران و 700 کیلومتر مربع از اراضی عراق آزاد شد و معابر نفوذی گروهک های نفوذی ضد انقلاب به داخل ایران در دره شیلر مسدود گردید                                    .
این عملیات را 8 تیپ و دو گردان از سپاه و 1 لشکر پیاده از ارتش به انجام رساندند . فرآیند این عملیات ، تصرف پیشرفتگی دشت شیلر ، شهر و پادگان پنجوین و گرمک عراق و تسلط بر 13 شهر و روستای عراق ، همراه با 19000 تن کشته و زخمی و اسیر و نابودی ده ها گردان و گروهان کماندویی و مخصوص دشمن بود . دستاورد دیگر این عملیات خارج ساختن شهر مریوان از زیر دید و تیر دشمن و فراهم سازی مقدمات عملیات بعدی در استان سلیمانیه عراق بود .

***در این عملیات سردار علی رضاییان فرمانده قرارگاه مقدم حمزه سیدالشهدا در منطقه به شهادت رسید

 

 

5)26/7/1363الی 30/7/63 ؛عملیات عاشورا:

پس از انجام عملیات خیبر، که به نظر می رسید جبهه ها به رکود دچار شده اند، ضرورت اجرای عملیاتهای محدود که بتواند روحیه تهاجمی رزمندگان اسلام را زنده نگه دارد، برای بسیاری از مسئولان نظامی روشن شد. آنها با توجه به روحیه نیروها و سازمانهای رزمی سپاه که از نظر عدم تحرک، وضعیت نگران کننده ای پیدا کرده بودند و همچنین، برای تغییر جو سیاسی به نفع جمهوری اسلامی، اجرای چنین عملیاتی را با ویژگی و اهداف خاص در دستور کار قرار دادند. به همین منظور، تعدادی از فرماندهان برای شناسایی مناطقی، مانند میمک و ... و بررسی مناطق عملیات، به نقاط حساس مرزی مأموریت یافتند. در این میان، ظاهراً منطقه میمک از نظر محدودیت زمین و نیاز به نیروی انسانی کمتر و شناسایی کامل تر و از نظر حساسیت و شهرت بیشتر، از دیگر مناطقی که به عنوان مناطق عملیاتهای محدود در دستور کار قرار گرفته بودند، مناسب تر بود. اهداف اصلی این عملیاتها در طرح استراتژی جنگ بعد از عملیات خیبر، که از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به امام خمینی [ره] پیشنهاد شد، گنجانده شده بود، اما دلایل و نکات زیر در انتخاب منطقه میمک مورد ملاحظه قرار گرفت:

1) صدام در اطراف بصره و حاشیه محورهای استراتژیک جنوب قوای فراوانی را متمرکز کرده و سرمایه گذاری زایدالوصفی را برای غیرقابل نفوذتر کردن خطوط پدافندی اش انجام داده بود. اجرای تک محدود، به ویژه در غرب و جبهه های میانی، دشمن را به پراکندگی و انتقال نیروهایش در سطح مرز وادار می کرد.

2) از کوه میمک تا عمق خاک عراق، دشت وسیعی گسترده شده بود که در صورت توفیق رزمندگان اسلام در عقب راندن دشمن، ارتش عراق برای تشکیل خط پدافندی جدید در این منطقه مجبور می شد نیروی انسانی بیشتری را به کار گیرد و فشار درخور توجهی را متحمل شود. بدین ترتیب، با انجام این گونه عملیاتها مشکل تجمع نیروهای دشمن در حاشیه بصره و حصار شدید امنیتی آن تا حدی بر طرف و راهکار و زمینه عملیات بزرگ در محورهای استراتژیک جنوب مساعدتر می شد.

3) به طور کلی، مختصات جبهه های غرب برای انجام تک محدود مناسب بود. کوهستانی بودن منطقه غرب به شرط انتخاب صحیح مناطق حساس آن راه وصول به دو هدف مهم، یعنی تجزیه و انهدام غافلگیرانه نیروی دشمن و صرفه جویی در به کارگیری نیروی انسانی را آسان تر می کرد، درصورتی که دشت های پست و وسیع جنوب امکان بهره گیری از اقدامات غافلگیرانه با عملیات محدود را مشکل می نمود، ضمن آنکه استثناهای موجود، کمتر مناطقی با ویژگیهای مزبور در مرزهای جنوبی مشاهده می شود.

 

تاریخچه مختصر میمک

پس از آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز گسترده صدام به میهن اسلامی، منطقه میمک نیز همچون دیگر نقاط مرزی به اشغال ارتش بعث در آمد.

در 19 دی ماه سال 1359، طی عملیات موفقیت آمیزی، که در آن، تیپ 1 لشکر 81 ارتش و برادران سپاه منطقه 7 متشکل از نیروهای باختران، همدان و ایلام شرکت داشتند، نیروهای دشمن به عقب رانده شدند، اما پس از پانزده روز پاتک مداوم و تلاش برای بازپسگیری منطقه با تحمل تلفات درخور توجهی توانستند، قسمتی از منطقه را مجدداً اشغال کنند. با توجه به اهمیت این منطقه، آنها با سرسختی تمام سعی در تصرف و تأمین هرچه بیشتر این منطقه داشتند، اما با مقاومتی که به ویژه از سوی خلبانانی چون شهید شیرودی و شهید کشوری به عمل آمد، دشمن به سختی و با متحمل شدن تلفات سنگینی توانست تنها به قسمت محدودی از اهداف خود دست یابد.

 

اهداف نظامی عملیات عاشورا

1) انهدام بخشی از قوای دشمن:   به دلیل قابل نفوذ بودن خطوط پدافندی دشمن در این منطقه و زمینه مساعد برای دور زدن آن، میزان انهدام نیرو در حد مطلوبی قابل پیش بینی بود.

2) تحمیل خط پدافندی نامناسب به دشمن:   دشمن برای تأمین میمک نیروی محدودی در نظر گرفته بود که در صورت عقب راندن آن به طرف دشت، ناگزیر بود آن را به چند برابر افزایش دهد.

3) بازپسگیری زمین:   در اثر این عملیات، قسمتی از خاک میهن اسلامی در منطقه میمک از جمله ارتفاعات مهم تلخاب، گرکنی، فصیل و قسمت فرورفتگی میمک آزاد می شد.

4) تأمین میمک:   با عقب راندن دشمن از ارتفاعات به سمت دشت، نیروهای خودی در موضع مسلط قرار می گرفتند و میمک، از هر نظر تأمین می شد.

5) تسهیل در ارتباطات:   رفت و آمد از جبهه های جنوب به غرب و برعکس که الزاماً به جای عبور از منطقه میمک، همین راه از مسیر ایلام سومار که طولانی تر است، صورت می گرفت و بدین ترتیب، ارتباط و اتصال جبهه های دو جناح میمک نیز برقرار می شد

دستاوردهای عملیات

در این عملیات، بیش از پنجاه کیلومتر مربع و بخش مهمی از ارتفاعات منطقه فصیل گرکنی به تصرف رزمندگان اسلام در آمد. جاده مرزی خودی آزاد و جاده بدره مندلی مورد تهدید ایران قرار گرفت.

چهار دستگاه تانک، چهار دستگاه آیفا، سه دستگاه جیپ فرماندهی و شش قبضه تفنگ 106 میلیمتری، 29 قبضه خمپاره انداز با کالیبرهای مختلف، چهار قبضه تیربار 5/14 میلیمتری، یک دستگاه کمپرسور و مقادیر زیادی سلاح سبک و مهمات، غنایم این عملیات بودند.

دشمن افزون بر انهدام چند دستگاه تانک و خودرو و آلات نظامی دیگر، 1500 نفر کشته و زخمی و 190 نفر اسیر متحمل شد. همچنین، تیپ 4 پیاده حدود 80درصد، تیپ دو کماندویی حدود 60درصد و تیپ زرهی لشکر 12 حدود 40درصد منهدم شدند. نیروهای خودی نیز تعدادی شهید، 773 مجروح و همچنین در حدود نود نفر که غالباً به محور فجر 4 مربوط بود، مفقود و اسیر داشته اند.

6) 19/7/1365 الی 20/7/1365؛ عملیات فتح 1 :

 در پی فراهم شدن مقدمات اجرای عملیات و انتقال سلاح‌ها، مهمات و ادوات مورد نیاز عملیات به پشت خط دشمن و استقرار نیروهای عمل‌ کننده که به منظور حفاظت اطلاعات عملیات حدود 48 ساعت قبل از "حمله" وارد منطقه شده بودند، دستور عملیاتی زیر در 19 مهر 1365 با رمز " زینب کبری(س)" صادر شد:

« ... هدف: انهدام تأسیسات عمده‌ی نفتی در شمال- حمله به تأسیسات سیاسی، اقتصادی و نظامی در منطقه، حمله به مرکز جاسوسی و امنیتی در داخل شهرهای قابل دسترسی...

... استعداد نیروهای خودی- در این عملیات یک گردان نیروی ادوات و 7 دسته‌ی 17 نفری نیروی پیاده و چند تیم نیروی تخریب از پیاده و 2 هزار نفر از نیروهای اتحادیه وارد عمل خواهد شد.

... منطقه‌ی عملیات در استان کرکوک- شهرهای کرکوک، دبن، آلتون کپری، ترس، قره حسن، شران و در استان اربیل شهرهای اربیل، مخمور، کوی سنجق و شهرستان‌های کندنیاوه: تواج و طق‌طق در استان صلاح‌الدین و شهرهای طوزخورماتو و قادرکرم در استان دیالی شهر کفری و سرقلعه در استان سلیمانیه و شهر چمچال، آغمر، سنگا و ...

... محورهای اصلی در این عملیات:

الف. محور (بدر) به منظور انهدام تأسیسات موجود در کرکوک و بابا گورگور و دبس.

ب. محور (خندق) به منظور انهدام تأسیسات جبل بور و جمبور."(8)

قبل از آغاز عملیات فتح1، نیروهای اتحادیه‌ و فرمانده عملیات آنان کاک نوشیروان به دلیل لو رفتن عملیات در اجرای آن دچار تردید شدند و حتی طرح جای‌گزین، یعنی اجرای عملیات در "دوکان" در دستور کار نیروها قرار گرفت، با این حال فرمانده قرارگاه رمضان– برادر ذوالقدر– که در باختران (کرمانشاه) مستقر بود، در 13 مهر 1365 این پیام را خطاب به نیروهای ایرانی داخل عراق، به قرارگاه مقدم رمضان در یاغسمر ارسال کرد:

«... مطمئن باشید دشمن متوجه نشده است. شما به خدا اعتماد کنید تردید به خود راه ندهید. بدون فوت وقت و با سرعت و دقت و قاطعیت بر تمامی اهداف حمله برید و قلب امام و امت و روح شهدا را شاد کنید. همه منتظرند. مبادا که در اراده‌ی خلل‌ناپذیر شما که متکی به اراده‌ی خداست، سستی پیش آید. برادر رحیم صفوی (جانشین نیروی زمینی سپاه پاسداران) نزد ماست و پی‌گیر کار شماست.»

آغاز عملیات:

پس از رفع تردیدها و ابهامات در زمینه‌ی مسائل حفاظت اطلاعات و عملیات، نیروهای رزمنده‌ی بسیجی و سپاهی متشکل از نیروهای آموزش دیده‌ی تیپ ویژه‌ی هوابرد، تیپ ویژه‌ی75 ظفر، تیپ ویژه‌ی66 پاسداران و گروه‌های تخریب، مهندسی، بهداری، مخابرات، پدافند و ادوات - که بالغ بر 130رزمنده بودند- با تقسیم در مالبند 1و2  منطقه‌ی آزاد شده‌ی کُردستان عراق و ادغام با 2000 نیروی پیش‌مرگه‌ی اتحادیه‌ی میهنی کُردستان عراق عملیات خود را ساعت 2 بامداد 19 مهر 1365، اجرای آتش 4 موشک‌انداز107 م.م (مینی‌کاتیوشا) و 3 خمپاره‌انداز 120م.م و سایر سلاح‌های سبک و نیمه سنگین خود را به مدت 5/3ساعت به انجام رساندند.

در دقایق اولیه‌ی عملیات، زبانه‌های آتش ناشی از منفجر شدن لوله‌های انتقال نفت و گاز حیرت نیروهای نظامی عراق را طوری برانگیخته بود که بدون هدف به وسیله‌ی توپ‌های ضد هوایی مستقر در منطقه به اطراف شلیک می‌کردند. همچنین بر اثر اصابت گلوله‌های رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان به انبار مهمات پایگاه‌های نظامی دشمن، انفجار مهیبی رخ داد و بخش وسیعی از منطقه‌ی عملیاتی فتح1 روشن شد.

بدین ترتیب، عملیات فتح1 با شلیک گلوله‌های مینی‌کاتیوشا و خمپاره‌ی120م.م، به تعداد بالغ بر 2000 گلوله روی اهداف از پیش تعیین شده در پالایشگاه کرکوک و پایگاه‌های نظامی عراق و همچنین پادگان نظامی منافقین و مرکز تقویت شنود و "مرکز تشویش" فرکانس‌های مخابراتی، به مدت بیش از 3 ساعت، به انجام رسید و با دستور فرمانده عملیات مبنی بر بازگشت نیروهای عمل‌ کننده به نقاط امن در منطقه‌ی آزاد شده‌ی کُردستان عراق، در ساعت05:30 بامداد 20 مهر 1365 به اتمام رسید و خسارت و تلفات فراوانی بر ارتش عراق وارد آورد.

اوج موفقیت در یک عملیات پارتیزانی و نامنظم، وارد آوردن ضربه و خسارت بر اهداف تعیین شده و ترک منطقه‌ی عملیاتی در اسرع وقت است، بدون این‌که به نیروهای خودی صدمه‌یی وارد آید. بنابراین،  خروج فوری نیروهای عملیاتی در اولویت بخش تکمیلی عملیات قرار داشت و فرماندهان حاضر در منطقه‌ی نبرد به شدت بر بیرون رفتن نیروی انسانی خودی از منطقه تأکید داشتند و حتی به دلیل روشن شدن تدریجی هوا در دقایق پایانی عملیات، دستور دادند در صورتی که انتقال قبضه‌های ادوات، جان نیروی خودی را در معرض تهدید قرار می‌دهد، قبضه‌های مذکور را رها و نیروها را به محلی امن منتقل کنند، ولی نیروهای عمل کننده با پذیرش ریسک مذکور، همه‌ی سلاح‌ها و ادوات را پس از پایان عملیات اجرای آتش، از منطقه خارج کردند و اجازه ندادند، هیچ یک از آن‌ها به دست دشمن بیفتد.

در اطلاعیه‌ی قرارگاه خاتم‌الانبیا درباره‌ی نتایج و دستآوردهای عملیات  فتح1 چنین آمده است:

 

 

انهدام هدف‌های عملیات

1. انهدام تأسیسات پالایشگاه کرکوک که ظرفیت [تولید] 30 هزار بشکه در روز را دارا می‌باشد و سوخت نفت سفید، بنزین و گازوییل استان‌های شمالی عراق را تأمین می‌کرد.

2. انهدام واحد بهره‌برداری شماره یک از تأسیسات نفتی عراق که بدین ترتیب 70 درصد از توان بهره‌برداری از نفت عراق در کرکوک از دشمن سلب شد.

3. انهدام نیروگاه حرارتی برق کرکوک که برق مناطق صنعتی و شهر کرکوک را تأمین می‌کرد.

4. انهدام سه پایگاه موشکی زمین به هوا در منطقه‌ی کرکوک که مسئولیت حفاظت هوایی این منطقه را به عهده داشته است.

5. انهدام مقر منافقین و ضد انقلابیون خود فروخته و به هلاکت رساندن نفرات مستقر در آن.

6. انهدام تأسیسات تفکیک نفت و گاز "جمبور" که دارای ظرفیت [تولید] 300هزار بشکه نفت در روز [بود] و نیز تأسیسات تصفیه‌ی مقدماتی گاز و تأسیسات گاز این مجموعه که دشمن را از دست‌یابی به 100 میلیون فوت مکعب گاز محروم خواهد کرد.

7. انهدام تأسیسات تفکیک نفت و گاز "جبل‌بور".

8. انهدام تأسیسات نفت و گاز "شوراو" که ظرفیت جداسازی و تفکیک 100هزار بشکه در روز را دارا بود.

9. حمله و اجرای آتش بر روی قرارگاه سپاه یکم عراق که به این دو قرارگاه ضایعات و خسارات سنگینی وارد شده و تعدادی از فرماندهان ارتش عراق کشته و یا مجروح شدند.

10. انهدام پادگان دارمان که محل استقرار دو تیپ عراقی بوده و شمار کثیری از نفرات دشمن در این حمله کشته و یا زخمی شدند.

11.تسخیر و انهدام بیش از 20 پایگاه بر روی ارتفاعات دوملان و کشته شدن و به اسارت درآوردن تعدادی از نفرات این پایگاه‌ها.

12. انهدام مرکز استراق‌ سمع و جاسوسی الکترونیکی و پارازیت [...] واقع در "سقزلی".

13. به آتش کشیدن دکلی تلویزیونی [...] و ماکروویو کرکوک.

14. انهدام ایستگاه راه‌آهن "بی‌بایگوره" که کار انتقال نفت و فرآورده‌های سوختی را بر عهده داشت.