زیارت حضرت معصومه (س)؛ اول ذی القعده سالروز ولادت حضرت معصومه (س)

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

ولادت دختر هفتمین و خواهر هشتمین و عمه ی آخرین خورشید ولایت، جلوه کوثر و شفیعه محشر، حضرت معصومه اطهر (س) و روز دختر مبارک باد.

زیارت حضرت معصومه (س)؛  اول ذی القعده سالروز ولادت حضرت معصومه (س)

اشاره

زیارت پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام و فرزندان پاک آنان در فرهنگ شیعه، جایگاه والا و ارزشمندی دارد. امام زادگان، یادگاران و نشانه هایی از اهل بیت علیهم السلام و نشانه پیوند مردم با پیشوایان معصوم علیهم السلام هستند. زیارت مزار این بزرگان و شایستگان، همچون حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام، دارای ثواب و اهمیت ویژه ای است و همواره مورد سفارش اکید معصومین علیهم السلام و توجّه وافر عالمان، عارفان و فقیهان و عموم مردم بوده است.

پاداش زیارت حضرت معصومه علیها السلام، ورود به بهشت و همپای زیارت خود امامان دانسته شده است. بر این اساس، در این نوشتار سه مبحث مهم در این زمینه، مورد توجّه قرار گرفته است:

یک. اهمیت، ارجمندی و پیشینه زیارت، به خصوص زیارت حضرت معصومه؛

دو. زیارت عارفان، عالمان و فقیهان؛

سه. کرامات و عنایات حضرت معصومه علیها السلام.

امید آنکه این نوشته اندک، با عنایت کریمانه حضرتش، مقبول اهل نظر افتد!

بخش اول: اهمیت و ارزش زیارت

زیارت، حضوری عارفانه و مشتاقانه، در بارگاه پاکان جهان و تشرّف به حرمهای مقدس و نورانی آنان است.

زیارت، سفری پر از شور و شوق و سرشار از اخلاق و عشق، به سوی برگزیدگان الهی و فرزندان و یادگاران پیامبر صلی الله علیه و آله است.

زیارت، حضور آگاهانه، عالمانه و خردورزانه در حرم عالم ترین عالمان و دانشمندترین دانشمندان است.

زیارت، شرفیابی به محضر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و کسب فیوضات و برکات معنوی از ساحت آن بزرگواران است.

زیارت، توسل عاشقانه به دامان آل یس علیهم السلام و دعا و حاجت خواستن از واسطه های مقرّب الهی است.

زیارت، دانشگاه انسان سازی و معنویت و مکتب خودسازی و معرفت است.

زیارت، فرصت طلایی برای طهارت و پاکی اخلاق و موعد توبه و پاک سازی درون است. تعظیم، تکریم، گرامی داشت و یادکرد انسانهای شایسته، فرهیخته، فرهنگ ساز، نقش آفرین، مصلح، متحول کنندگان تاریخ و... و نیز، زنده نگه داشتن نام و یاد آنان پس از مرگ، لازمه محبّت، عشق و ارادت انسانها به نیکیها و کمالات است و ریشه در فطرت و سرشت آدمی دارد.

شخصیتهای صالح - با توجّه به پایگاهی که در عقاید، احساسات و عواطف ملّت دارند - نام و یادشان همواره زنده می ماند و علاقه مندان به آنان، برای زنده نگه داشتن یادشان پایداری می کنند و ثابت قدم می مانند. بر این اساس، ذکر مناقب و فضایل آل طه و یس علیهم السلام احساس شادمانی و سرور در موالید و تألّم و اندوه در مصایب آنان، موجب تقرّب به خداست؛ زیرا ارتباط با این انسانهای کامل، مایه بهره وری از معارف قرآن و استفاده از سنّت معصومان علیهم السلام می گردد و سبب تحکیم پیوند با خلیفه خدا می شود... یکی از راههای بزرگداشت مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است.(1)

موقعی که عده ای از غرض ورزان و جاهلان این شبهه را ایجاد کرده بودند که زیارت مشاهد مشرّفه و مراقد بزرگان دین، خرافات است، علاّمه طباطبایی در جواب نوشت: «مطلوبیت زیارت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اهل بیت علیهم السلام به ثبوت رسیده و مورد هر گونه تحریض و ترغیب شده است و روشن است که حضور به هم رسانیدن در برابر اولیای دین، چه اثر روحی عمیق در دل آرزومندان می گذارد و چگونه جمال بی مثال حق و حقیقت را با جذّاب ترین جلوه خود در یک مظهر کامل نشان می دهد و چگونه وحدت نظر و همدستی و هم داستانی در میان طبقات مردم را از زن و مرد و سیاه و سفید و... به وجود می آورد و چگونه همه شان در یک صف قرار گرفته و در برابر حق و حقیقت کرنش می کنند.... اگر [شیعیان ] در تعظیم و احترام آنان (خاندان وحی) می کوشند، در تعظیم شعایر و آثار خدایی می کوشند و اگر قبر یا ضریح و یا آستان آنان را می بوسند، لازمه محبت و ارادت را به جا می آورند و چگونه ممکن است محبّت خاندان نبوّت، یکی از فرایض دینی قرار بگیرد و در قرآن کریم به آن تصریح شود، ولی آثار آن ممنوع گردد»؟(2)

سیره عملی بزرگان دین بر زیارت بوده است؛ چنان که روایت شده، رسول خدا صلی الله علیه و آله قبر مادرش را زیارت کرده، گریسته و اشخاص همراه خود را گریانده و آنان را به زیارت قبور سفارش کرده است:

«زارَ النَبی قَبْرَ اُمِّهِ فَبَکی و اَبْکی مِنْ حَوْلِهِ... إستأذَنْتُ رَبّی فی اَنْ اَزُورَ قَبْرَها، فَاَذِنَ لی، فَزُوروا القُبور فَاِنَّها تُذَکرُکم المَوْتَ؛(3) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قبر مادر خود را زیارت نمود و در کنار قبر او گریست و کسانی را که در اطرافش جمع شده بودند، گریاند. [آن گاه فرمود:] از خدایم اجازه گرفته ام که قبر مادرم را زیارت کنم. شما نیز قبرها را زیارت کنید؛ چون که زیارت آنان، مرگ را به یاد می آورد».

پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها خود به زیارت اهل قبور می رفت و برای آنان طلب آمرزش می نمود؛ سفارشها و دستورات خاصی را نیز برای رفتن به قبرستان و خواندن دعا و... دارد.

از عایشه نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره کیفیت زیارت قبور فرمود: «فَاَمَرَنی رَبّی أتی البقیعَ فَاسْتغفِرَ لَهُمْ، قُلْتُ: کیفَ اَقولَ یا رَسول الله؟! قالَ: قولی السَّلامُ عَلی اَهلِ الدّیارِ مِنَ المؤمنینَ وَ المُسْلِمینَ یرْحَمُ اللهُ الْمَسْتَقْدِمینَ مِنّا وَ الْمُستَأخرینَ وَ إنّا اِنْ شاءَ اللهُ بِکمْ لاحِقُونَ؛(4) پروردگارم دستور داد که به بقیع بیایم و بر خفتگان در آن طلب آمرزش کنم. [عایشه ] می گوید: پرسیدم: ای رسول خدا! چگونه بگویم؟ آن حضرت فرمود: بگو سلام بر اهل این دیار، از مؤمنان و مسلمانان. خداوند پیشینیان و پسینیان از ما را رحمت کند! ما به همین زودی به شما ملحق می شویم».

همچنین نقل شده که: هر گاه آخر شب فرا می رسید، پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی بقیع می رفت و می گفت: «السّلام علیکم دار قوم مؤمنین و...».(5)

اهل سنّت خود در منابع روایی و تاریخی شان، موارد زیادی را از زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله، اصحاب و علما ذکر کرده اند که به بعضی از موارد آن اشاره می شود:

علّامه امینی این حدیث را از شانزده تن از محدّثان و حفّاظ اهل سنت نقل کرده است. همچنین می نویسد که چهل و یک تن از بزرگان آنان از عبدالله بن عمر نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود: «مَن زارَ قبری وجبت له شفاعتی؛(16) هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من بر او واجب می شود». آن عالم امین افزون بر این دو روایت، بیست روایت دیگر نیز از منابع اهل سنت نقل کرده است(17).

«[قبل از اظهار تشیع ] بعد از صرف صبحانه (در عراق) به طرف آستان «شیخ عبدالقادر گیلانی» رفتیم و بارگاهی را که سالها آرزوی دیدار آن را داشتم، مشاهده نمودم. آن چنان سراسیمه بودم که گویا مشتاق دیدن اویم. با سایر زائران که در این آستان، مانند تجمع مردم در کنار خانه خدا، گرد آمده بودند، آمیختم. در همان جا نماز گزاردم و به دعا پرداختم و آب نوشیدم، گویا آب زمزم می نوشم».(20)

پس نه تنها هیچ کس نمی تواند منکر ارزش، اهمیت و برتری «زیارت» بزرگان دین باشد، بلکه جایز نیست زیارت اهل قبور و صالحان را منع کند و آن را نادرست بشمارد. در بحث زیارت قبور همچنان که عقل بر صحّت و حُسن آن دلالت می کند، روایات زیادی نیز بر استحباب آن دلالت دارد. و در گذشته، پیش از اسلام نیز مواردی وجود داشته است.

علاّمه طباطبایی ذیل آیه شریفه «قال الّذین غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لنتّخذنّ علیهم مسجداً»(21) که درباره اصحاب کهف است، این حدیث را نقل کرده است: «قال الملک ینبغی ان نبنی هاهنا مسجداً نزورُه فانَّ هؤلاءِ قومٌ مؤمِنونَ؛ پادشاهگفت: سزاوار است اینجا مسجدی بسازیم و آن را زیارت کنیم چرا که ایشان قومبا ایمان هستند».

از این آیه شریفه و روایت، استفاده می شود که محل دفن افراد مؤمن و موّحد را می توان زیارت نمود و بلکه نزد قبر آنان مسجد بنا کرد و ذکر خدای متعال را در آنجا به جا آورد. و افرادی که پیشنهاد ساختن مسجد بر قبر اصحاب کهف را داده بودند، همه آنان موحّد بوده اند؛ همان گونه که علاّمه طباطبایی بیان کرده است(22).

در تاریخ حتّی از زیارت دانشمندان و عالمان و طلب فیض و عنایت از آنان سخن به میان آمده است؛ چنان که محدّث قمی رحمه الله درباره «ارسطو» نقل می کند: «فاضل اشکوری» فرموده است: «وقتی ارسطو در بلده اسطاغیرا از دنیا رحلت کرد، اهل آنجا استخوانهای او را پس از آنکه پوسیده شده بود، جمع کرده و در ظرفی از مس گذاشتند. پس آن را در جایی دفن کردند و آن مکان را مجمع خود قرار دادند و برای مشورت در کارها و امور مهم، آنجا جمع می شدند و هر گاه مشکل علمی و فلسفی بر ایشان پیش می آمد، عازم مدفن او می شدند و بر سر قبر او نشسته، مشغول به مناظره و مباحثه می شدند و اعتقاد داشتند که آمدن بر سر قبر ارسطو، بر عقل و ذکای ایشان می افزاید و اذهانشان را پاکیزه و تلطیف می کند.

در صورتی که حکمای یونان، به استخوانهای پوسیده ارسطو، این گونه اعتقاد داشته باشند، جای تعجّب نیست از حکیمی الهی و فیلسوفی امامی که هر گاه مسأله ای علمی برایش مشکل شود، از چند فرسخی قم حرکت کند، به قصد تشرف به آستان ملک پاسبان حضرت فاطمه معصومه علیها السلام - که مهبط فیوضات ربّانیه و تجلیات سبحانیه است - برای آنکه افاضه شود بر او علوم و کشف شود بر او مسایل عمیق و مشکل علمی و فلسفی».(23)

فخر رازی در «المطالب العالیة» دو بار داستان حضور شاگردان ارسطو رابر قبر استاد خود نقل کرده، می گوید: «به وسیله این زیارت، مشکلات علمی برآنان حل می گردید».(24)

بنابراین، از نظر عقلی و شرعی و عرفی زیارت پیامبران و امامان علیهم السلام صالحان و عارفان ثابت شده است و رفتن به قبور این بزرگان و دعا کردن برای آنان و طلب فیض و شفاعت از آنها نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه پاداش و ثواب هم دارد. این مطلب در مورد زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام ثابت و روشن است و در عظمت و کرامات و عنایات آنان بعد از رحلت، جای هیچ گونه شبهه و اشکالی نیست. زیارت معصومان علیهم السلام پاداش و ثوابهای فراوانی دارد؛ زیرا آنان حجتهای آشکار پروردگار، ابواب درگاه رحمت او، واسطه های فیض و عنایت، شفیعان برگزیده خداوند و خلفای او در زمین و جانشینان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می باشند.

در مرحله بعدی عالمان وارسته، عارفان کامل و ذرّیه و فرزندان معصومین علیهم السلام قرار دارند. روشن است که فرزندان امامان معصوم علیهم السلام، در علم و شرف و برتری، بعد از معصومین علیهم السلام قرار دارند و چون غالباً دارای زهد، شرافت، تقوا، علم و ایمان سرشاری هستند و نسل و ذرّیه پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیها السلام می باشند، زیارتشان، پسندیده و دارای ثواب و پاداش است. اینان یادگاران و از اعضای تن پیامبر صلی الله علیه و آله و ذرّیه پاک و مخصوص آن حضرت هستند و یادکرد و بزرگداشت آنان به منزله بزرگداشت و یادکرد خود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام به شمار می رود و ارزش والایی دارد.

فقیهان و عالمان شیعه می گویند:

«با ادله اربعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) می توان رجحان و فضیلت داشتن زیارت قبور صالحان، ابرار، متقیان و نیکان را نیز اثبات کرد تا چه رسد به زیارت انبیا، اوصیای معصوم علیهم السلام و علما...».(25)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود نیز می فرمود:

«مَنْ زارَنی أوْ زارَ اَحَداً مِنْ ذُرّیتی، زُرْتُه یوْمَ القِیامَةِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ أهْوالِها؛(26) کسی که من یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت به زیارت و دیدار او خواهم رفت و از هراسها و وحشتهای آن نجاتش خواهم داد». در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله زیارت ذریه اش را خواستار شده و نتیجه آن را دیدار خودش در قیامت و رهایی از سختیهای قیامت دانسته است.

امام زاده ها و سادات، یادگاران و نشانه هایی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و فرزندان و اهل بیت علیهم السلام او می باشند و از نظر عقلی، همان طور که می توان به خود آن حضرت و امامان معصوم علیهم السلام تبرّک و توسّل جست، می توان به ذریه و پاره های تن آنان نیز تبرّک جست و به زیارتشان رفت.

در تاریخ آمده است که: یکی از نعمتهای پیامبر که خداوند به بنی اسرائیل عطا کرد، «صندوق عهد» یا «تابوت عهد» بود. در این صندوق، وسایل شخصی و یادگارهای حضرت موسی علیه السلام (چون عصا، لباس و...) را نگه می داشتندو آن را عزیز می شمردند و به آن تبرّک می جستند. «بنی اسرائیل چون با دشمنانبه جنگ می پرداختند، آن صندوق را همراه خود به میدان نبرد می بردند و پیشاپیش صفوف خود قرار می دادند و دیدن آن صندوق، آرامش قلب و ثبات قدمشانرا می افزود».(27)

به همین جهت، به آن صندوق، تابوت سکینه (آرامش بخش) می گفتند. چگونه است که بنی اسرائیل به وسایل شخصی و یادگارهای مادّی حضرت موسی علیه السلام، تبرک می جستند و آرامش می یافتند، اما ما نتوانیم یادگاران و پاره های تن پیامبر صلی الله علیه و آله را زیارت کنیم و به آنها تبرّک بجوییم؟

ضریح و مرقد امامان، امام زادگان و سادات، ضریح سکینه و آرامش بخش ماست که بدنهای مقدّس اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و ذریه پاک آن حضرت را در برگرفته است. و ما با زیارت و بوسیدن آنها، احساس آرامش می کنیم و به یادگاران پیامبر صلی الله علیه و آله تبرک می جوییم، در حالی که می دانیم آنان بعد از مرگ زنده اند و روحشان شاهد و ناظر اعمال ماست و می توانند در محضر الهی، ما را شفاعت بکنند و واسطه فیض و عنایات الهی باشند.

پس ما باید به فرزندان پیغمبر صلی الله علیه و آله عشق بورزیم و حتّی غیر معصومین آنها را نیز به خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشته باشیم.

بخش دوم: زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام توسط علما و عرفا

حضرت فاطمه بنت موسی بن جعفر، کریمه اهل بیت علیهم السلام شفیعه شیعیان، عالمه و محدّثه خاندان وحی، معصومه و مبرّا از گناه، طاهره حمیده، تقیه نقیه و... است. آن حضرت جایگاه ممتاز ویژه ای در میان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد و معصومین علیهم السلام توجّه و عنایت مخصوصی به ایشان دارند. به همین جهت، خبر از رحلت او در قم داده و شیعیان را به زیارت آن حضرت سفارش کرده اند.

سخن درباره عظمت و تعالی روح حضرت معصومه علیها السلام فراوان است و این قلم را بضاعت آن نیست که درباره ایشان مطالبی بنگارد. تنها به نقل چند روایت درباره زیارت آن حضرت و ثوابها و پاداش آن اکتفا می گردد و سپس حالات و سیره علما و عرفا در زیارت و توسّل به آن حضرت نقل می شود تا عظمت و بزرگی آن حضرت در خلال این سطور آشکار گردد.

«انّ...لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمّ وَ سَتُدفَنُ فیهِ امْرأةٌ مِنْ وُلدی تُسَمّی فاطمة، مَنْ زارَها وَجَبَتْلَهُ الجَنّةُ؛(31) ما را حرمی است و آن قم است. به زودی زنی از فرزندان من به نامفاطمه (معصومه) در آنجا دفن خواهد شد. هر که او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود».

یکی از تأکیدات مهم این احادیث، زیارت حضرت معصومه علیها السلام با شناخت و درک مقام و عظمت آن حضرت و علم به شأن و بزرگی او است. جناب آقای خسروشاهی می گوید: «زمانی با چند نفر از رفقا عازم زیارت ثامن الائمة امام رضا علیه السلام بودیم، خدمت آیةالله بهجت رفتیم و از آقا راجع به آداب زیارت سؤال کردیم. ایشان بعد از قدری تأنّی فرمودند: «اهمّ آداب زیارت این است که بدانیم بین حیات معصومین علیهم السلام و مماتشان هیچ فرقی ندارد». و غیر از این جمله چیز دیگری نفرمودند. بعد وقتی با رفقا تأمل و صحبت کردیم، به این نتیجه رسیدیم که شاید اهم آداب زیارت را بشود در این جمله خلاصه کرد.

روزی نیز از ایشان سؤال کردم: اینکه درباره زیارت حضرت معصومهعلیها السلام آمده است: «مَنْ زارَها عارفاً بِحَقّها وَجبت لَهُ الجَنَّةُ؛(33) هر کس با شناخت به حق او حضرتش را زیارت کند، بهشت بر او واجب می گردد». جمله «عارفاً بحقّها» چه معنی دارد؟ در یک جمله فرمودند: «مقام ایشان را از مقام معصومین علیهم السلام پایین تر و از دیگران بالاتر بداند».(34)

پس مقام حضرت معصومه علیها السلام، پایین تر از امامان معصوم علیهم السلام و برتر از دیگران است و در زیارت آن بانوی مکرّم اسلام باید به این مطلب توجّه داشت. سرّ اینکه توصیه کرده اند: «زیارت با معرفت باشد»، آن است که آنچه مایه کمال زیارت می گردد، معرفت و شناخت مقام و موقعیت مزور (زیارت شونده) است، نه اعمالی بی روح و همراه با غفلت، همانند: بوسیدن صرف و ناآگاهانه ضریح یا در و دیوار، گردش کورکورانه در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری و... این کارها به سیاحت شباهت بیشتری دارد تا زیارت. ثوابهای اخروی و آثار دنیوی که در روایات آمده، بر زیارت واقعی مترتب است؛ یعنی جایی که ارتباط قلبی با مزور برقرار شود و منشأ تحوّل در زائر گردد، نه بر سیاحت و زیارت جسمی و صوری.(35)

بر این اساس، عالمان، عارفان، فقیهان، مراجع بزرگ تقلید و... متواضعانه و عاشقانه به زیارت این ذریه پاک پیامبر صلی الله علیه و آله پرداخته و از آن بهره ها برده اند.

انس و علاقه بزرگان دین و معرفت به ساحت حضرت معصومه علیها السلام و تقید به زیارت مداوم و عارفانه آن حضرت، درسهای زیبا از حبّ و تولاّی اهل بیت علیهم السلام توسّل به نسل پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ارزش گذاری به یادگاران و عزیزان پیامبر و رسیدن به پاداشها و ثوابهای زیاد است. تعظیم و بزرگداشت ذریه پاک رسول اکرم صلی الله علیه و آله قطعاً مورد عنایت و خواست آن پیامبر گرامی و امامان معصوم علیهم السلام بوده است.

البته، در مورد حضرت معصومه علیها السلام تأکید بیشتری شده است. نوشته اند: «یکی از بزرگان به کربلا و خراسان برای زیارت مشرف می شود و در موقع بازگشت به زیارت حضرت معصومه علیها السلام نمی رود و به همدان که وطنش بوده، مراجعت می کند. در عالم رؤیا حضرت رضا علیه السلام از او گله می کند که چرا به زیارت خواهرم حضرت معصومه علیها السلام در قم مشرّف نشدی»؟(36)

امّا برخی از علما و عرفایی که به زیارت حضرت معصومه علیها السلام شتافته اند، عبارت اند از:

1. امام خمینی قدّس سرّه، زائری عارف

این شخصیت بزرگ اسلام، نسبت به زیارت حضرت معصومه علیها السلام علاقه و تقید زیادی داشتند و احترام فراوانی برای آن حضرت قائل بودند. یکی از اساتید اخلاق حوزه علمیه قم گفته است: «مکرّر مشاهده کردم که آیةالله بروجردی رحمه الله و امام خمینی رحمه الله هنگام خروج از حرم مطّهر حضرت معصومه علیها السلام عقب عقب می آمدند و برای رعایت ادب، پشت به ضریح مقدس نمی کردند».(37)

امام خمینی رحمه الله نسبت به ساحت نورانی حضرت معصومه علیها السلام علاقه وافری داشت. آن مرد بزرگ تاریخ، کنار ضریح مطهر فاطمه معصومه علیها السلام می آمد و با کمال تواضع و خضوع ضریح را می بوسید و....

ایشان در مجالس و محافلی که در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام برقرار می شد، شرکت می کرد و حتّی نخست، فلسفه را در یکی از حجره های صحن بزرگ حضرت معصومه علیها السلام درس می گفتند.(38) یکی از نویسندگان معاصر می گوید: «بارها می دیدم که در مسجد بالای سر حضرت معصومه علیها السلام در مجلس روضه می نشستند... همین که لحظه ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام فرا می رسید، امام دستمال از جیب در می آوردند و آناً و بی اختیار می گریستند و اشک می ریختند».(39)

یکی از یاران امام خمینی رحمه الله می گوید: «از همان اوایل که من در خدمتشان بودم و حتی چند سال قبل از آن، هر وقت که به مراکز اجتماعی یا دینی می رفتند؛ مثلاً وقتی به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف می شدند و یا در تشییع جناره ها و روضه خوانیها شرکت می کردند، برای خودشان حریم قائل نبودند و اصلاً به این موضوع اهمیت نمی دادند که پشت سر کسی ایستاده اند و یا اینکه جلوی ایشان برو و بیا می شود. یکی از روزها که حرم حضرت معصومه علیها السلام شلوغ بود و امام می خواستند به آنجا مشرف شوند، تنها من در خدمتشان بودم. وقتی خواستم به عده ای که در جلوی ایشان بودند، بگویم که «راه را باز کنید! امام می خواهند به حرم مشرف شوند»، آقا نگاه تندی به من انداختند و فرمودند: کارشان نداشته باشید. بعد هم همان طور در میان جمعیت به زیارت پرداختند. به طور کلی، در مقایسه با مردم هیچ امتیازی برای خود قائل نبودند. در یک روز هم موج جمعیت ایشان را از این طرف به آن طرف می برد. بالاخره پس از گذشت مدتی طولانی، ایشان خود را به حرم حضرت معصومه علیها السلام رساندند و مشغول خواندن زیارت نامه شدند».(40)

آیةالله سیدحسین بدلا نقل می کند:

«یکی از رفقای ما - با توجه به حالت افراد در هر مقطع، آینده آنها را پیشگویی می کرد - در مورد حضرت امام - که در آن ایام به او آقا روح الله خمینی می گفتند - این گونه می گفت:

این شخص فردی است که آینده درخشانی دارد؛ چون هر بار که او را در حرم حضرت معصومه علیها السلام می بینم با خضوع و خشوع عجیبی، مشغول خواندن زیارت نامه است.

بعداً هم خود من هنگام تشرف به نجف اشرف، مشاهده می کردم که ایشان در ساعت معین [بعد] از اتمام نماز مغرب و عشا... به حرم می آمدند و همان حالت خشوع و خشیت، در ایشان هویدا بود. آن دوست پیشگوی ما می گفت: «اگر این حالات در ایشان استمرار پیدا کند، تحولات چشم گیری را در پی خواهد داشت و ایشان به مقاماتی خواهند رسید».(41)

2. مفسر کبیر، علاّمه طباطبایی

آیةالله امینی در شرح حالات مفسّر بزرگ قرآن و عارف گرانمایه، علاّمه طباطبایی می گوید:

«علاّمه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی، مراحلی را پیموده بودند. اهل ذکر و دعا و مناجات بودند، حتی گاهی در بین راه نیز نوافل را انجام می دادند و نماز مستحبی می خواندند.

نسبت به اهل بیت علیهم السلام توجّه و عنایت مخصوصی داشتند... مادامی که در قم بودند، هفته ای یک بار یا بیشتر به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شدند. در ایام تابستان غالباً به زیارت حضرت رضا علیه السلام می شتافتند.

شبها به حرم مطّهر مشرّف می شدند و در بالای سر می نشستند و با حال خضوع، به زیارت و دعا می پرداختند...».(42)

آری، علاّمه طباطبایی با دل و جان، نسبت به اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزید و در محبت و دوستی آنان سر از پا نمی شناخت. علاّمه نه تنها در تفسیر، حکمت، فلسفه و عرفان سرآمد دیگران بود، بلکه در ولایت و حبّ آل رسول صلی الله علیه و آله نیز برتر و سرآمدتر از دیگران بود.

یکی از فضلا می گفت: «به مرحوم شهید مطهری عرض کردم: شما فوق العاده از علاّمه طباطبایی تجلیل می کنید. تعبیر «روحی فداه» را در مورد ایشان دارید. این همه تجلیل به خاطر چیست؟ آن مرحوم فرمود: من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام و احترام مخصوص من به ایشان نه به خاطر این است که ایشان یک فیلسوف است، بلکه احترام به این جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام است.

علاّمه طباطبایی در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه علیها السلام افطار می کرد. ابتدا پیاده به حرم مطهر مشرف می شد، ضریح مقدس را می بوسید، سپس به خانه می رفت و غذا می خورد. این ویژگی او است که مرا به شدّت شیفته ایشان نموده است».(43)

3. آیةالله العظمی بهجت

عارف گرانمایه، آیةالله بهجت حتی با این سن و سال برنامه روزمره خویش را به این صورت آغاز می کنند: هر روز با نهایت ادب به محضر مقدس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب می گردند و با احترام و خضوع و خشوع در مقابل ضریح مطهر می ایستند و بعد زیارت عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را قرائت می کنند.(44)

آیةالله مصباح می گوید: «بنده از سال 1331 که به قم آمدم، با آیةالله بهجت آشنا شدم. منزل ایشان جنب مدرسه حجّتیه بود، و تقریباً هر روز آقا را هم در راه و هم در حرم زیارت می کردم، چهره نورانی ایشان برای هر بیننده ای جاذبه داشت، و کیفیت نشست و برخاست و حرکات و سکنات ایشان جلب توجّه می کرد و نشان می داد که ایشان در یک فضای معنوی خاصی زندگی می کند و توجه شان به فوق مطالبی است که دیگران به آن توجه دارند. تقید ایشان به عبادات و سحرخیزی و زیارت حضرت معصومه علیها السلام و برنامه های متعددی که هر روز اجرا می کرد، مخصوصاً [برای ] کسانی که دوست داشتند یک الگوی رفتاری برای خودسازی بشناسند و پیروی کنند [بسیار قابل توجه است ].. .».(45)

تقید آیةالله العظمی گلپایگانی به زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام قابل توجه بود. در این سالهای اواخر اشتغالشان به تدریس، روز چهارشنبه بعد از فراغ از درس، به حرم شریف مشرّف می شدند و مدتی در بالای سر مبارک حضرت معصومه علیها السلام به زیارت و عبادت می پرداختند که البته، خدام گران قدر حرم شریف در ساعت زیارت ایشان زحمت می کشیدند و قسمت بالای سر مبارک را برای ایشان خلوت می کردند تا هجوم جمعیت به سوی ایشان مانع زیارت و برنامه های لازمشان نشود. در خلال همین زیارت، آداب و سنن اسلامی دیگری انجام می دادند. زیارت قبر استادشان مرحوم آیةالله العظمی حائری رحمه الله جزء برنامه تخلف ناپذیر ایشان بود و نیز کنار قبور بزرگان و مراجع قبلی و دوستان گذشته شان فاتحه می خواندند.

چند سال قبل، ایام تابستان بنابراین بود که به جاسب که اطراف قم است و محیط خوش آب و هوایی است، بروند. کسالت و خستگی ایشان شدید بود، با این حال فرمودند: اول به حرم مشرف می شوم و از آنجا به جاسب می رویم. بعضی از نزدیکان ایشان عرض کردند: حال شما مساعد نیست و همچنان که ماشین از کنار حرم می رود، شما از داخل ماشین سلام بکنید! ولی معظم له نپذیرفتند و بالاخره با همان حالت به حرم رفتند؛ در حالی که بعد از پایان زیارت نتوانستند مسافت کوتاه مابین داخل حرم تا کنار خیابان موزه را راه بیایند؛ لذا برایشان در نزدیکی در خروجی مسجد موزه صندلی گذاشتند و بعد از مختصر استراحتی ایشان را به نزدیک ماشین آوردند و سوار کردند.(46)

5. آیةالله العظمی بهاءالدینی

عشق و علاقه فراوان به رسول الله صلی الله علیه و آله و شور و شوق بسیار به اهل بیت علیهم السلام از اوان کودکی در وجود فقیه فرزانه حضرت آیةالله بهاءالدینی رحمه الله وجود داشته است. از این رو، چون سخنی از این «کیمیای ملکوتی» به میان می آید، جملات شیرینی از ایشان می شنویم: «در سن سه چهار سالگی بودم که به حرم حضرت معصومه علیها السلام دختر گرامی نبی اکرم صلی الله علیه و آله علاقه داشتم. همراه پدرم به آنجا می رفتم و سعی داشتم به زوار آن حضرت خدمت کنم. در تاریکی شب به آب انبار سی چهل پله ای می رفتم و برای زوار حرم آب می آوردم».(47)

6. عارف کامل سیدهاشم حداد

علاّمه طهرانی می نویسد:

«عارف کامل سیدهاشم حداد، در مراجعت از مشهد مقدس، عازم زیارت حضرت بی بی فاطمه معصومه علیها السلام، بنت موسی بن جعفر علیهما السلام به شهر قم شدند... زیارت ایشان در قم قبر بی بی حضرت معصومه علیها السلام را، بعد از طلوع سپیده صبح انجام می گرفت؛ یعنی، قدری زودتر از طلوع فجر صادق به حرم مطهر مشرف می شدند و پس از چند رکعت نافله و نماز تحیت و نماز صبح و قدری تفکر و تأمّل در گوشه رواق، زیارت را در بین الطلوعین انجام می دادند. پس از آن به بعضی از قبرستانها، مانند: علی بن جعفر یا قبرستان شیخان و... می آمدند... ایشان از قبرستان معروف به شیخان، بسیار مبتهج بودند و می فرمودند: بسیار پر نور و پر برکت است و خدا می داند چه نفوس زکیه و طیبّه ای در اینجا مدفون اند. پس از قبر مطهر بی بی - که فضای قم و اطراف را باز و گسترده و نورانی نموده است و به واسطه برکات آن حضرت است که گویا خستگی از زمین قم و از خاک قم برداشته شده است - هیچ مکانی در قم، به اندازه این قبرستان نورانی و با رحمت نیست و سزاوار است طلاّب و سایرین بیشتر از این، به این مکان توجّه داشته باشند و از فضایل و فواضل معنوی و ملکوتی آن بهره مند شوند و نگذارند این آثار محو شود و دستخوش نسیان قرار گیرد...».(48)

7. عارف کامل میرزاجوادآقا ملکی تبریزی

«عارف کامل میرزاجوادآقا ملکی تبریزی رحمه الله بسیار جدیت داشتند به رفتن زیارت حضرت معصومه علیها السلام با داشتن بیماری قلب. همه روز مشرّف می شدند به حرم... در اواخر عمر، هفت سال از خانه بیرون نیامد، مگر قبل از اذان صبح. در بالای سر حضرت معصومه علیها السلام نماز صبح را به جماعت به جای می آوردند».(49)

مرحوم حاج میرزا عبدالله شالچی نقل می کند:

«یک روز صبح زود به طرف حرم کریمه اهل بیت علیهم السلام، حضرت معصومه علیها السلام در حرکت بودم. چون پشت در صحن رسیدم، دیدم هنوز در را باز نکرده اند. ناگاه جناب حاج میرزا جوادآقا را دیدم که پشت در ایستاده و مثل من انتظار ورود به حرم را می کشد...».(50)

8. زاهد عارف شیخ عبدالله پیاده

زاهد عارف شیخ عبدالله پیاده، هر روز صبح قبل از اذان راهی حرم نورانی حضرت معصومه علیها السلام می شد و هیچ امری نمی توانست به اراده پولادینش خدشه وارد سازد. وی در گرما و سرما برنامه خود را انجام می داد. گاهی نیم متر برف آمده بود، ولی باز به حرم مشرف می شد. جناب آقای سیدمحمدرضا رسولی می گفت:

«شیخ عبدالله می فرمود: حضرت معصومه علیها السلام را با چادر دیدم. گفتم: صورتشان چطور بود؟ گفت: چهره شان را ندیدم. گفته بودند: حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ علیرضا گل محمدی، شیخ عبدالله را در بیداری در حدود بیست روز بعد از فوتش دیده است. بنده به سراغ ایشان رفتم. در صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام در صف اوّل جماعت آیةالله نجفی مرعشی نشسته بود. چون این مطلب را به طور اشاره از ایشان سؤال نمودم، از صف بیرون آمد و روی ایوان اطاق صحن، یعنی چند قدمی مانده به آنجا که آقای نجفی برای جماعت می ایستاد، نشست و چنین اظهار داشت که نزدیک اذان مغرب بود، دیدم ایشان وارد راهرو مسجد موزه شد و با لباسهای تمیز به طرف حرم مشرف می شود. در حدود چند دقیقه ای ایشان را دیدم، پیش رفتم تا سؤالی بکنم، به من فهماند که هر شب به زیارت حضرت معصومه علیها السلام مشرف می شود».(51)

زاهد عارف شیخ عبدالله پیاده، معروف بود به اینکه حدود پنجاه سفر با پای پیاده به زیارت ائمه معصومین علیهم السلام رفته است؛ به این صورت که از نجف و کربلا پیاده به قصد زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام حرکت می کرد و در طول این مسیر به زیارت امام زادگان مشرّف و سپس وارد شهر مقدّس قم می شد. بعد از چند روزی زیارت حضرت فاطمه علیها السلام دختر موسی بن جعفر علیهما السلام - که وارد است «من زارها عارفاً بحقها فله الجنّة» - به طرف مشهد الرضا علیه السلام حرکت می کرد. بعد از گذشت مدتی با جانی لبریز از شوق به آن حریم الهی وارد می شد. سپس با توشه چینی از آن منبع فیض الهی به طرف قم مراجعت [می کرد ]و پس از چند روز زیارت، به طرف عتبات عالیات حرکت می کرد... این گونه مسافرت هر سال تکرار می شد... بنابراین، سالی دو مرتبه ایشان به قم می آمدند....(52)

9. آیةالله سیدمحمود مرعشی رحمه الله

علاّمه بزرگوار و دانشمند نسب شناس، آیةالله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی رحمه الله، از قول پدر بزرگوارشان آیةالله حاج سیدمحمود مرعشی می گفت: «مدتها بود که من در تلاش و کوشش بودم تا راز قبر گمشده مادرم فاطمه علیها السلام دخت پیامبر را کشف کنم و بدانم قبر آن بانوی سرفراز گیتی کجاست. امّا هر چه در این رابطه کتابهای شیعه و سنّی را زیر و رو کردم، به جایی راه نبردم. به ناگزیر دست به توسلات و ختمهای گوناگون زدم تا شاید از این راه به هدف خویش دست یابم و به همین جهت بود که در مسجد سهله، مشغول انجام برنامه ای شدم که دوره آن چهل شب بود و گویی شب سی و هفتم بود که در عالم رؤیا امام هفتم یا ششم علیهما السلام را دیدم که خطاب به من فرمود: سیدمحمود! در گشودن این راز اصرار نورز که باید این راز تا آمدن حضرت بقیةالله (عج) پوشیده بماند؛ چرا که این وصیت آن بانوی مظلومه و گران قدر است و راهی است برای آگاهی یافتن حق طلبان از ستم و بی دادی که بر آن بانوی دوسرا و همسر گران قدرش امیرمؤمنان علیه السلام از سوی استبداد رفت. و افزود: خداوند عظمت او را در این سرا به کریمه اهل بیت علیهم السلام عنایت فرموده است. پرسیدم: سرورم! منظور از کریمه اهل بیت علیهم السلام کیست؟ فرمودند: فاطمه معصومه علیها السلام در قم.

پدرم افزودند: از خواب بیدار شدم و برای نخستین بار راه ایران را در پیش گرفتم و به قم آمدم و پس از زیارت، به شهر ری رفتم و آنجا بودم که سیل قبر جناب صدوق را تخریب نموده و بدن شریف ظاهر شده بود. ما به همراه گروهی از علمای تهران رفتیم و پس از نهصد سال از رحلت آن مرحوم، پیکر پاکش را دیدم که تر و تازه مانده بود و دست او را بوسیدم».

از جمله علمای حاضر در کنار قبر صدوق، عبارت بودند از آقای میرزا ابوالحسن جلوه، آقای حاج ملا محمد اندرمانی، آخوند رستم آبادی، آقا علی حکیم و آقای مدرّس که همگی به زیارت صدوق آمده بودند و بدن شریف او را دیدند.(53)

بر این اساس، فرزند ایشان آیةالله العظمی مرعشی نجفی در قم ماندند و حدود شصت سال در زمستان و تابستان، صبح قبل از اذان برای اقامه جماعت در حرم حضرت معصومه علیها السلام از خانه به طرف حرم می آمدند. در بسیاری از موارد، هنوز درهای حرم باز نشده بود. در پشت در به انتظار می نشستند تا در باز گردد.(54)

10. آیةالله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله

آیةالله مرعشی نجفی علاقه خاصی به اهل بیت علیهم السلام و حضرت معصومه علیها السلام داشت. پیش از انقلاب، هر روز پیش از اذان صبح، به حرم مشرف می شد و پس از زیارت، نماز جماعت را اقامه می کرد.

ایشان در طول سالیان مدیدی به اقامه نماز جماعت و تدریس در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مشغول بودند. در یکی از یادداشتهای وی آمده است: «هنگامی که در قم سکونت کردم، صبحها در حرم حضرت معصومه علیها السلام اقامه نماز جماعت نمی شد و من تنها کسی بودم که این سنّت را آنجا رواج دادم و از 60 سال پیش به این طرف، صبح زود و پیش از باز شدن درهای حرم مطهر و زودتر از دیگران می رفتم و منتظر می ایستادم. این انتظار گاهی یک ساعت قبل از طلوع فجر بود تا خدام درها را باز کنند، زمستان و تابستان نداشت. در زمستانها هنگامی که برف همه جا را می پوشاند، بیلچه ای کوچک به دست می گرفتم و راه خود را به طرف صحن باز می کردم تا خود را به حرم مطهر برسانم. در آغاز خود به تنهایی نماز می خواندم تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و پس از آن کم کم افراد دیگر اقتدا کردند و به این ترتیب، نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز کردم و تا امروز که 60 سال از آن تاریخ می گذرد، ادامه دارد. آهسته آهسته، ظهرها و شبها نیز اضافه شد و از آن پس، روزی سه بار در مسجد بالاسر حضرت معصومه علیها السلام و صحن شریف نماز می خواندم».(55)

یکی از نویسندگان معاصر، درباره آیةالله مرعشی نجفی رحمه الله می نویسد:

«یک بار خودم دیدم که آن بزرگوار، صبح قبل از اذان، عبا را بر سر افکنده بود و پشت در صحن، خود را به در صحن چسبانده بود و با کمال تواضع در انتظار آمدن خدّام برای باز کردن در می نشست و گویی شخص نیازمند و دردمندی، به در خانه حضرت معصومه علیها السلام پناهنده شده است».(56)

ایشان چه زیبا وصیت کرده بود که «جنازه مرا رو به روی مرقد مطهّر بی بی فاطمه معصومه علیها السلام قرار داده و در این حال، یک سر عمّامه ام را به ضریح مطهّر و سر دیگر را به تابوت بسته، به عنوان دخیل (توسّل). در این هنگام، مصیبت وداع مولای من حسین مظلوم علیه السلام با اهل بیت طاهرینش را بخوانند».(57)

11. شهید محراب آیةالله اشرفی اصفهانی

ویژگیها و روحیات معنوی آیةالله اشرفی اصفهانی، به گونه ای بود که هر انسان حق بینی را به خود جلب می کرد. در مدّت اقامتش در قم، معمولاً یک ساعت قبل از اذان صبح، به حرم حضرت معصومه علیها السلام می رفت و به راز و نیاز می پرداخت.

حضرت آیةالله مرعشی رحمه الله می فرمود:

«همیشه قبل از اذان صبح که به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف می شدم یا اولین نفر من بودم یا حاجی آقای اشرفی».(58)

12. صدرالمتألهین شیرازی

فیلسوف شهیر، ملاصدرا، به واسطه گرفتاریهای دوران و به دور از وطن خویش شیراز، به یکی از روستاهای قم (کهک) مهاجرت کرد. گاه گاهی که مطلبی بر وی مشکل می شد و در حل آن به بن بست می رسید، به شهر قم آمده و به حرم حضرت معصومه علیها السلام می شتافت و آن حضرت را زیارت می کرد و با دعا و نماز و زیارت، حلّ مشکل خویش را از خداوند درخواست می کرد. ایشان برای حلّ مشکلات علمی، از روح مقدس حضرت معصومه علیها السلام استمداد می جست و از آن حرم مطهر بر آن حکیم و فیلسوف والا، افاضه فیض می شد.(59)

آری ایشان فارغ از قیل و قال و جاه و رفاه شهر و شهرنشینی، در جوار لطف کریمه اهل بیت علیهم السلام و حرم آنان پناه گرفت تا ضمن بهره گیری از دریای علوم آل محمد صلی الله علیه و آله از گزند فتنه ها در امان باشد.

محدّث قمی در هامش «سفینةالبحار» می نویسد:

«در هامش اسفار، در فصل «اتحاد عاقل و معقول» به خط شیخ اجل عالم محدث، حاج میرزا محمد قمی، صاحب کتاب «اربعین الحسینیة»، به نقل از ملاصدرا دیدم که نوشته بود: «کنت حین تسویدی هذا المقام بکهک من قری قم، فجئت الی قم زائراً لبنت موسی بن جعفر علیه السلام مستمداً منها، و کان یوم جمعة فانکشف لی هذا الامر، بعون الله تعالی؛ این قسمت کتاب را در هنگام اقامتم در کهک قم نوشتم و روز جمعه برای زیارت قبر دختر موسی بن جعفر علیه السلام به قم آمدم و از او مدد و کمک خواستم، این مطلب به یاری خدا برایم کشف شد».(60)

13. میرزای قمی رحمه الله

مرحوم محدّث قمی، روزی در بالای منبر فرمود:

«در عالم رؤیا مرحوم میرزای قمی رحمه الله را دیدم و از ایشان سؤال کردم: آیا اهل قم را حضرت معصومه علیها السلام شفاعت خواهد کرد؟ دیدم میرزا متوجّه من شده، با تندی به من گفت: چه گفتی؟ من سؤالم را تکرار کردم، باز با تندی فرمود: چه گفتی؟ مرتبه سوم که سخنم را تکرار کردم، عرض نمودم: آیا اهل قم را حضرت معصومه علیها السلام شفاعت خواهد کرد؟ فرمود: ای شیخ! تو چرا چنین سؤالی می کنی؟ شفاعت اهل قم، با من است. حضرت معصومه علیها السلام تمام شیعیان عالم را شفاعت خواهد کرد».(61)

میرزای قمی، سرزمین مقدس قم را برای سکونت برگزید و از برکت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در مدّت زمانی اندک، رشد و ترقی شایانی کرد و شهرت عالمگیر یافت و ریاست و مرجعیت شیعه به وی رسید.

صاحب «قصص العلماء» درباره مرحوم میرزای قمی رحمه الله و کسب فیض و عنایت از حضرت معصومه علیها السلام می نویسد: «بعضی از طلاب به فقه و اصول در نزد آن جناب اشتغال داشتند، لکن چون بلد (احتمالاً اصفهان) خالی از علما و فضلا و مشتغلین بود و امر معاش نیز بر آن جناب مضیق بود و اهل وادی به جهت عدم ادراک و عدم تمییز میان حسن و قبح، اعتنایی به آن بزرگوار نداشتند، آن جناب به سوی بلده طیبه قم انتقال فرمود و در آنجا از برکت حضرت معصومه علیها السلام، خلاق عالم او را وسعت در روزی و علم و اعتبار و مقبولیت در انظار ابناء روزگار کرامت فرمود...».(62)

14. آیةالله العظمی اراکی

آیةالله اراکی رحمه الله می فرمود: «من دو عارضه داشتم که سخت از آن نگران و ناراحت بودم: اول اینکه هر سال چشم درد می گرفتم؛ به حدی که از درد فریادم بلند می شد. دوّم اینکه دستم در فصل زمستان ورم می کرد و خشک می شد و ترک بر می داشت و از لابه لای پوست آن خون می آمد؛ به طوری که باید تیمم می کردم. من این دو کسالت را داشتم، اما به زبان نمی آوردم. هر دو کسالت به عنایت و فضل حضرت معصومه علیها السلام و حضرت رضا علیه السلام برطرف شد».(63)

آیةالله العظمی اراکی سفارش می فرمود: «هر وقتی از اوقات و در مشاهد مشرّفه و مشهد رضوی - صلوات الله علیه - و یا مشهد حضرت معصومه علیها السلام بهترین حاجت که بخواهیم، عافیت در دین است که خدا ما را در دین، محفوظ بدارد از شرّ شیطان و نفس امّاره و هوس، و دنیا ما را به سمت خود نکشد».(64)

15. آیةالله احمدی میانجی

آیةالله احمدی میانجی در صحبتهایش همیشه تأکید می کردند که «قدر قم را بدانید و خوب از محافل و مراکز معنوی و علمی آن استفاده کنید و از اینکه خدا به شما چنین توفیقی داده، از او سپاس گزاری کنید و چه بسا شیطان به سراغ انسان می آید و می گوید: شهر قم هوایش خوب نیست، آب آن شور و مضر است و فلان امکانات را ندارد، یک وقت انسان می بیند سلب توفیق شد و از یک شهری که به ظاهر دارای آب و هوای خوب و امکانات زیاد است، سر در آورد؛ ولی آیا این زندگی با زندگی در کنار حرم مطهر بی بی فاطمه معصومه علیها السلام قابل قیاس است! تنفس در این حرم مطهر عبادت است».(65)

16. آیةالله تنکابنی

میرزا محمد تنکابنی، صاحب قصص العلماء، می نگارد: «با اهل و عیال به زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام به قم آمدیم. فرزند و عیالم طوری مریض شدند که در آستانه مرگ قرار گرفتند. به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مشرف شدم و عرض نمودم:

«ما از راه دور به خانه شما آمده ایم (تا شما را زیارت کنیم و میهمانتان هستیم)؛ لذا انتظار نداریم که ناراحت و آزرده از خدمتتان مراجعت کنیم.

پس از بیان این جمله، فوراً هر دو مریض شفا یافتند».(66)

17. آیةالله صالحی مازندرانی

همه کسانی که با فقیه صالح آیةالله صالحی مازندرانی ارتباط داشتند، بر این نکته اتفاق نظر دارند که عشق و علاقه وافر به اهل بیت علیهم السلام یکی از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان بوده است.

ارادت ایشان به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و فاطمه معصومه علیها السلام بر کسی پوشیده نبود. ایشان در مورد کریمه اهل بیت علیها السلام فرمودند: «گاهی که مقابل حرم مقدّس و طیب و طاهر حضرت معصومه علیها السلام قرار می گیرم، عرض می کنم: خانم! من مهاجر هستم، یک پرنده هستم، ناچیز هستم. سالهاست که از وطن پرواز کردم و آمدم اینجا که توشه ای بگیرم. مرا از نظر دور نیاور! گاهی زمزمه می کنم و می گویم: من هم مثل این کبوترهایی که از اطرافت پر می زنند، هستم. خانم! بی بی! تو را به برادرت قسم! به آن برادرزاده ات، جوادالائمة علیه السلام قسم! من یک پرنده ای هستم که از دیارم هجرت کردم. من مهاجرم، چهل - پنجاه سال است که وطن را رها کردم و آمدم کنار قبرت، من مهمان تو هستم. به قبر و بارگاه تو پناه آوردم، مرا دریاب! «أنا ضیفک، أنا ضیف أخیک، أکرمی ضیفک، أکرمی ضیف أخیک»(67).

18. حجةالاسلام و المسلمین امینی

حجةالاسلام و المسلمین آقای دکتر محمدهادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیةالله علاّمه امینی، صاحب کتاب شریف الغدیر، می گوید: «بعد از ترک اجباری عراق و اقامت چند ساله در ایران،... در بعضی از ایام مرتباً هفته ای یک یا دو مرتبه به آستان بوسی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در قم شرف یاب می شدم. تا اینکه ضمن تشرفاتم، مطالبی را که مقداری از آنها دنیوی و مقداری اخروی بود، از بی بی تقاضا نموده و به ایشان عرض کردم که تا حوایج مرا ندهید، دیگر به آستان بوسی شما نخواهم آمد. مهم ترین حاجتی که از ایشان داشتم، این بود که مرا به عنوان نوکر خودشان بپذیرند. به این جهت، متجاوز از چهار سال مرتباً به قم سفر می کردم، ولی به زیارت بی بی نمی رفتم و با ایشان قهر کرده بودم.

به قول مرحوم پدرم علاّمه امینی، باید حوایج را با زور هم که هست، از این خاندان گرفت. آنان صاحب احسان و فضل و جُود می باشند و خواسته های افراد را برآورده می سازند.

پس از مدّتی به منزل آقای حاج میرزا جعفر مجتهدی رفتم. ایشان با دقّت خاصی به من نگاه کردند و گفتند: شما چرا از حضرت فاطمه معصومه علیها السلام قهر کرده اید؟ گفتم: آقا این چه فرمایشی است؟ من چه کسی هستم که بخواهم با حضرت قهر کنم؟... وی گفتند: نه بی بی فرموده اند: «به امینی بگویید: به حرم بیا، ما دوستش داریم؛ از ما دوری نکند! مطالبی که از ما خواسته مقداری از آن به دست ما است که انجام می دهیم؛ ولی مقداری از آنها به دست خداوند است باید از او بخواهد».

بعد از آنکه مقداری با ایشان صحبت کردم، به دستور ایشان از همان جا به طرف حرم بی بی حضرت معصومه علیها السلام رفتم و به بی بی سلام نموده و عرض کردم: خانم! من همان امینی هستم که متجاوز از چهار سال است قهر کرده ام... اگر قول می دهید، مطالبی که خواسته ام تحقّق پیدا کند، به حرم می آیم و الّا دیگر نخواهم آمد.

چند روز بعد از این واقعه، خدمت مرحوم آیةالله مرعشی نجفی رسیدم. بعد از سلام و احوال پرسی، یک مرتبه ایشان گفتند: آی امینی! چرا با حضرت معصومه علیها السلام قهر کرده اید؟ گفتم: چطور شده، آقا جان؟ مگر من چه کسی هستم که قهر کنم؟ ایشان گفتند: حضرت بی بی علیها السلام فرمودند: به امینی بگویید ما تو را دوست داریم، به حرم ما بیا!.. .

[پس از آن به دستور خود آن حضرت، کتابی درباره زندگی حضرت معصومه علیها السلام نوشتم ] سپس به حرم بی بی مشرف شده و یک نسخه از آن را، داخل ضریح مقدّس انداختم... بعد از چاپ این کتاب، موفقیتهایی نصیب من گشت که یقین داشتم در اثر توجّهات حضرت معصومه علیها السلام است. به این ترتیب، دوستی من با بی بی مجدداً برقرار شد و از آن به بعد تاکنون مرتباً روزهای دوشنبه به مسجد جمکران مشرف می شوم و به پابوسی حضرت معصومه علیها السلام موفق می باشم».(68)

پاورقی

1) ر.ک: «شرح زیارت جامعه کبیره» ج 1، ص 21.

2) مجموعه مقالات و پرسشها» ج 1، صص 232 - 231؛ «زائران دیار نور» ص 139.

3) سنن ابی داود» ج 2، ص 195؛ «صحیح مسلم» ج 3، ص 65؛ «کشف الارتیاب» ص 480.

4) صحیح مسلم» ج 3، ص 64؛ «سنن نسائی» ج 3، ص 76.

5) صحیح مسلم ج 3، ص 63.

6) صحیح ترمذی» ج 4، ص 275؛ «آئین وهابیت» ص 112.

7) مستدرک حاکم» ج 1، ص 377؛ «سنن بیهقی» ج 4، ص 788؛ «سنن ابوداود» ج 2، ص 196.

8) رحلة» ابن جبیر، ص 63 (طبع دار مصر للطباعة)؛ «معالم المدرستین» ج 1، ص 46 (ترجمه تجلیل).

9) التفسیر المنیر» ج 15، ص 226.

10) فلسفه زیارت» ص 44.

11) کنزالعمال» ج 15، ص 76، ح 42997.

12) همان، ص 759، ح 42989.

13) فلسفه زیارت» ص 45.

14) احیاء علوم الدین» ج 1، صص 84 - 82؛ «فلسفه زیارت» ص 41.

15) الغدیر» ج 5، ص 97؛ «وفاء الوفاء» ج 4، ص 134.

16) الغدیرج 5، ص 93؛ «الفقه علی المذاهب الاربعة» ج 1، ص 59.

17) ادب فنای مقربان» (شرح زیارت جامعه کبیره) ج 1، ص 25.

18) الغدیر» ج 5، ص 110.

19) همان، ص 160.

20) راه یافته» (ترجمه ثم اهتدیت)، ص 46 و 47.

21) سوره کهف: 18، آیه 21.

22) ر.ک: «تفسیرالمیزان» ج 3، ص 285 و 300؛ «فلسفه زیارت» ص 42.

23) فوائدالرضویة» ص 380؛ «سیمای فرزانگان» ص 198.

24) المطالب العالیة» ج 7، ص 131.

25) ر.ک: «مهذب الاحکام» ج 15، ص 33.

26) وسائل الشیعة» کتاب الحج (ابواب المزار)، ج 14، ص 332، ح 23.

27) قصص القرآن» صدرالدین بلاغی، ص 165.

28) بحارالانوار» ج 102، ص 265.

29) کامل الزیارات» ترجمه ذهنی تهرانی، ص 973؛ «عیون الاخبار» ج 2، ص 271؛ «وسائل الشیعة» ج 14، ص 576.

30) بحارالانوار» ج 102، ص 265؛ «عوالم» ج 21، ص 331.

31) بحارالانوار» ج 102، ص 267، ح 5وسائل الشیعة» ج 10، ص 451، باب 94.

32) بحار الانوار» ج 102، ص 266.

33) همان، ج 48، ص 317 وج 102، ص 266.

34) برگی از دفتر آفتاب» ص 140.

35) ادب فنای مقرّبان» (شرح زیارت جامعه کبیره) ج 1، ص 43.

36) مجموعه علمی - فلسفی» ج 2، ص 195؛ «مردان علم در میدان عمل» ج 2، ص 291.

37) سیمای فرزانگان» ص 274.

38) سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی» ج 6، ص 46.

39) همان، ص 71.

40) پا به پای آفتاب» ج 4، ص 154.

41) هفتاد سال خاطره از آیت الله سیدحسین بدلا» ص 234.

42) یادنامه علاّمه طباطبایی» ص 131؛ «سیمای فرزانگان» ص 163؛ «یادها و یادگارها» ص 97.

43) پیام انقلاب» تاریخ 19 / 8 / 63؛ «یادها و یادگارها» صص 82 - 81.

44) برگی از دفتر آفتاب» صص 69 - 68.

45) همان، صص 89 - 88.

46) خورشید آسمان فقاهت و مرجعیت» ص 190 - 189.

47) آیت بصیرت» صص 87 - 86.

48) روح مجرد» سیدمحمدحسین حسینی طهرانی، صص 272 - 270.

49) طبیب دلها» صادق حسن زاده، ص 10.

50) مردی از ملکوت» احمد لقمانی، ص 58.

51) در کوچه عشق»سید صادق حسینی، صص 113 - 112.

52) همان، صص 26 - 25.

53) کرامات صالحین» ص 269.

54) بر ستیغ نور» (شرح حال آیةالله مرعشی نجفی)، ص 71.

55) شهاب شریعت» (آیةالله العظمی مرعشی نجفی)، ص 31؛ «گلشن ابرار» ج 3، صص 940 - 939.

56) حضرت معصومه فاطمه دوم» ص 14.

57) وصیت نامه آیةالله مرعشی نجفی.

58) پاسداران اسلام» ص 70؛ «گلشن ابرار» ج 2، ص 901.

59) فوائدالرضویة» ص 241؛ «مردان علم در میدان عمل» ج 1، ص 201.

60) سفینةالبحار» ج 2، ص 17؛ «اتحاد عاقل و معقول ص 109.

61) مردان علم در میدان عمل» ج 3، ص 36.

62) قصص العلماء» میرزامحمد تنکابنی، ص 185 و نیز ر.ک: «اعیان الشیعة» ج 2، ص 44.

63) یادنامه حضرت آیةالله اراکی رحمه الله» ص 588.

64) آیینه صدق و صفا» ص 138.

65) اسوه پارسایان» ص 71.

66) قصص العلماء» ص 74؛ همان، مقدمه، ص 34.

67) فقیه صالح» ص 170 - 169.

68) لاله ای از ملکوت» صص 171 - 165